#نامهربونی Instagram Photos & Videos

نامهربونی - 1.4k posts

Hashtag Popularity

25.9
average comments
604.1
average likes

Latest #نامهربونی Posts

  • بعد از ما به همه دنیا بگویید ؛ ما را نه تورم،نه پراید،نه سیل و زلزله و یا حتی کرونا کشت؛ مارا نامردمی ها و نامهربانی ها کشت.  خدایا تو بساز تو بسازی قشنگتره.  ی معلم دوران راهنمایی داشتیم میگفت بچها همتون ک قرار نیس دکتر و مهندس.... بشین این جامعه دزد و معتاد... هم می‌خواد  اما ی چیزی از من به شما نصیحت عزت و شرفتون به هیچ چیزی نفروشین!! از اون روز سالها گذشته اما هنوزم باید حرفش با آب طلا نوشت  کم و زیادش به بزرگی خودتون و قلب مهربونتون ببخشید❤️❤️. #خدایا #عشقِ #محبت #نامردی #آدمفروش #بیغیرت_نباشیم #نامردمی #نامهربونی #بدردنخورها #حرفحساب #حرف_حق #کرونا #بی معرفت
  • بعد از ما به همه دنیا بگویید ؛ ما را نه تورم،نه پراید،نه سیل و زلزله و یا حتی کرونا کشت؛ مارا نامردمی ها و نامهربانی ها کشت. خدایا تو بساز تو بسازی قشنگتره. ی معلم دوران راهنمایی داشتیم میگفت بچها همتون ک قرار نیس دکتر و مهندس.... بشین این جامعه دزد و معتاد... هم می‌خواد اما ی چیزی از من به شما نصیحت عزت و شرفتون به هیچ چیزی نفروشین!! از اون روز سالها گذشته اما هنوزم باید حرفش با آب طلا نوشت کم و زیادش به بزرگی خودتون و قلب مهربونتون ببخشید❤️❤️. #خدایا #عشقِ #محبت #نامردی #آدمفروش #بیغیرت_نباشیم #نامردمی #نامهربونی #بدردنخورها #حرفحساب #حرف_حق #کرونا #بی معرفت

  •  193  7  7 April, 2020
  • 3تا دروغ هست که تو زندگی زیاد میشنوی :
عاشقتم
تا آخر عمر باهات میمونم
دیفرانسیل و انتگرال یه روزى به دردتون میخوره !
#دروغ #پست #لاشی #نامردی #نامهربونی
  • 3تا دروغ هست که تو زندگی زیاد میشنوی :
    عاشقتم
    تا آخر عمر باهات میمونم
    دیفرانسیل و انتگرال یه روزى به دردتون میخوره !
    #دروغ #پست #لاشی #نامردی #نامهربونی

  •  132  0  3 April, 2020
  • ✨ آن‌قدر نگذاشتی ببوسمت که بوسه را هم ممنوع کردند. حالا نفس‌هامان هم به شماره افتاده، مثل عشق سال‌های وبا...
لعنت به تو، لعنت به من، لعنت به همه‌ی ما... به‌خاطر همه‌ی بوسه‌هایی که از هم دریغ کردیم !
اگر زنده ماندی از طرف من به تمام مردم دنیا بگو تا می‌توانید همدیگر را ببوسید. نسل ما همه مردند در عصر یخبندان. عصری که بوسیدن، حکم جام شوکران را داشت و چکاندن ماشه در دهان خویش ...
به همه‌ی دنیا بگو ما را نامهربانی‌‌ها کشت ؛ نه جنگ‌های صلیبی و طاعون و سل ... #گابریل_گارسیا_مارکز 
#سالهای_دور_از_خانه #gabrielgarciamarquez #عصریخبندان #بوسه_عاشقانه #خاطره#عشق#توقع #نامهربونی #دریغ #گارسیا_مارکز #بوسه_عشق
  • ✨ آن‌قدر نگذاشتی ببوسمت که بوسه را هم ممنوع کردند. حالا نفس‌هامان هم به شماره افتاده، مثل عشق سال‌های وبا...
    لعنت به تو، لعنت به من، لعنت به همه‌ی ما... به‌خاطر همه‌ی بوسه‌هایی که از هم دریغ کردیم !
    اگر زنده ماندی از طرف من به تمام مردم دنیا بگو تا می‌توانید همدیگر را ببوسید. نسل ما همه مردند در عصر یخبندان. عصری که بوسیدن، حکم جام شوکران را داشت و چکاندن ماشه در دهان خویش ...
    به همه‌ی دنیا بگو ما را نامهربانی‌‌ها کشت ؛ نه جنگ‌های صلیبی و طاعون و سل ... #گابریل_گارسیا_مارکز
    #سالهای_دور_از_خانه #gabrielgarciamarquez #عصریخبندان #بوسه_عاشقانه #خاطره #عشق #توقع #نامهربونی #دریغ #گارسیا_مارکز #بوسه_عشق

  •  68  2  3 April, 2020
  • بیشعور!
آنقدر نگذاشتی ببوسمت که بوسیدن را هم ممنوع کردند! و حالا که نفس‌هامان هم به شماره افتاده، مثل عشق سالهای وبا!! وای بر ما!!!
.
لعنت به تو ، لعنت به من ، لعنت به همه ما!!! بخاطر همه‌ی بوسه‌هایی که از هم دریغ کردیم.. از طرف من به تمام مردم دنیا بگو: تا می‌توانید همدیگر را ببوسید!

نسل ما همه مردند در عصر یخبندان! عصری که بوسیدن، حکم جام شوکران را داشت و چکاندن ماشه در دهان خویش!

به همه‌ی دنیا بگو ما را نامهربانی‌ها کشت نه جنگ‌های صلیبی و طاعون و کرونا و سل!
.

#بیشعور #فردین_نظری #دکلمه #نامهربونی
  • بیشعور!
    آنقدر نگذاشتی ببوسمت که بوسیدن را هم ممنوع کردند! و حالا که نفس‌هامان هم به شماره افتاده، مثل عشق سالهای وبا!! وای بر ما!!!
    .
    لعنت به تو ، لعنت به من ، لعنت به همه ما!!! بخاطر همه‌ی بوسه‌هایی که از هم دریغ کردیم.. از طرف من به تمام مردم دنیا بگو: تا می‌توانید همدیگر را ببوسید!

    نسل ما همه مردند در عصر یخبندان! عصری که بوسیدن، حکم جام شوکران را داشت و چکاندن ماشه در دهان خویش!

    به همه‌ی دنیا بگو ما را نامهربانی‌ها کشت نه جنگ‌های صلیبی و طاعون و کرونا و سل!
    .

    #بیشعور #فردین_نظری #دکلمه #نامهربونی

  •  88  0  1 April, 2020
  • عذاب وفتی بیاد همه دامن گیره کل جهان ایران روفرورفتن چند استان زیره زمین همه ما رهگذریم کاری کردید که صبره خداهم لبریزشده خداهم به اینجاش رسیده #ظلم #فساد #نامهربونی#طغیان شدید رودخانه ها #طغیان فوق قدرتمند دریاها#,طغیان زمین اسفالت کل محلتون کوچتون خیابانتون جلوتون برعکس بشه ده نگو باید ببینی #بیماری#شروع جنگ#زمین لرزه هایی که شروع میشه وبه زمین لرزه ایی فوق قوی درایران وتا جهان گسترش پیدا می کنه #شدت ابر طوفانها که هیچکه جان سالم بدر نمی بره ازاین خشم خدا نمی ترسید #خشم خدارو کیه مقابه با #خشم خدا هرسال و هرلحظه و هر دقیقه وهرسانیه
#کاش یکی بیاد مارو ازاین کابوس زشت و وحشتناک ازاین خواب کابوسه وحشتناک بیدار کنه بگه بابا خواب دیدی خیره بلند شو از کابوس خواب بپرونمون و بیدار بشیم ازاین خواب مبهوت
  • عذاب وفتی بیاد همه دامن گیره کل جهان ایران روفرورفتن چند استان زیره زمین همه ما رهگذریم کاری کردید که صبره خداهم لبریزشده خداهم به اینجاش رسیده #ظلم #فساد #نامهربونی #طغیان شدید رودخانه ها #طغیان فوق قدرتمند دریاها#,طغیان زمین اسفالت کل محلتون کوچتون خیابانتون جلوتون برعکس بشه ده نگو باید ببینی #بیماری #شروع جنگ #زمین لرزه هایی که شروع میشه وبه زمین لرزه ایی فوق قوی درایران وتا جهان گسترش پیدا می کنه #شدت ابر طوفانها که هیچکه جان سالم بدر نمی بره ازاین خشم خدا نمی ترسید #خشم خدارو کیه مقابه با #خشم خدا هرسال و هرلحظه و هر دقیقه وهرسانیه
    #کاش یکی بیاد مارو ازاین کابوس زشت و وحشتناک ازاین خواب کابوسه وحشتناک بیدار کنه بگه بابا خواب دیدی خیره بلند شو از کابوس خواب بپرونمون و بیدار بشیم ازاین خواب مبهوت

  •  5  0  1 April, 2020
  • نامهربون من مهدی جهانی
.
.
.
#مهدی_جهانی#نامهربونی
#دلتنگی_یعنی_حال_من
#دلتنگتم #دلتنگی💔 #دلتنگی😔 #دلتنگ #دلتنگی #دلتنگم #دلتنگ_حرم #عشقولانه #عاشقی #عاشقانه_ها #عالیجناب_عشق #عاشقانه_خاص #عاشقانه #عاشقونه #نفس #ناکامان #کمیاب_ترین #مجیدخراطها_سلطان_احساس #مجید_علیپور #ویدا#دپرس_مرگ #عاشقانه_دلنوشته_خاص_عشق_دوست_دارم_قلب_احساس_احساسات_غمگین_تنهایی_گریه_تبلیغ_ارزان_گرافیک_دلسوز_حرف_دل_موزیک_ایرانی_جدید_شاد_تنهایی_دلبسته_دلشکسته_دلدا #اهنگ#آهنگ#دلشکستن#محسندولت#نامردی
  • نامهربون من مهدی جهانی
    .
    .
    .
    #مهدی_جهانی #نامهربونی
    #دلتنگی_یعنی_حال_من
    #دلتنگتم #دلتنگی💔 #دلتنگی😔 #دلتنگ #دلتنگی #دلتنگم #دلتنگ_حرم #عشقولانه #عاشقی #عاشقانه_ها #عالیجناب_عشق #عاشقانه_خاص #عاشقانه #عاشقونه #نفس #ناکامان #کمیاب_ترین #مجیدخراطها_سلطان_احساس #مجید_علیپور #ویدا#دپرس_مرگ #عاشقانه_دلنوشته_خاص_عشق_دوست_دارم_قلب_احساس_احساسات_غمگین_تنهایی_گریه_تبلیغ_ارزان_گرافیک_دلسوز_حرف_دل_موزیک_ایرانی_جدید_شاد_تنهایی_دلبسته_دلشکسته_دلدا #اهنگ#آهنگ#دلشکستن#محسندولت#نامردی

  •  159  6  27 March, 2020
  • 🌵
‏بيشعور!
آنقدر نگذاشتی ببوسمت
كه بوسيدن را هم ممنوع كردند
و حالا كه نفسهایمان هم به شماره افتاده مثل عشق سالهای وبا ...
لعنت به تو،
لعنت به من
لعنت به همه ی ما
بخاطر همه ی بوسه هایی که از هم دریغ کردیم،
اگر زنده ماندی از طرف من به تمام مردم دنیا بگو تا میتوانید همدیگر را ببوسید

ما را نامهربانی ها کُشت نه کرونا

#کروناویروس#ویروس_کرونا#کرونا#ویدیو#شعور#بوسیدن#بوسه#عشق#نفس#کاکتوس#الماس#لعنت#دریغ#دنیا#مردمکشتن#نامهربونی#جدایی#دلتنگی
  • 🌵
    ‏بيشعور!
    آنقدر نگذاشتی ببوسمت
    كه بوسيدن را هم ممنوع كردند
    و حالا كه نفسهایمان هم به شماره افتاده مثل عشق سالهای وبا ...
    لعنت به تو،
    لعنت به من
    لعنت به همه ی ما
    بخاطر همه ی بوسه هایی که از هم دریغ کردیم،
    اگر زنده ماندی از طرف من به تمام مردم دنیا بگو تا میتوانید همدیگر را ببوسید

    ما را نامهربانی ها کُشت نه کرونا

    #کروناویروس #ویروس_کرونا #کرونا #ویدیو #شعور #بوسیدن #بوسه #عشق #نفس #کاکتوس#الماس#لعنت#دریغ#دنیا#مردمکشتن#نامهربونی#جدایی#دلتنگی

  •  246  10  27 March, 2020

Top #نامهربونی Posts

  • .
#نامهربونی
با صدای خاطره انگیز  زنده یاد #مرتضی_احمدی
.
.
.
#تخت_حوضی
.
تا اواخر دوران قاجار نمایش های شادی آور خاص خانواده های متمکن و به اصطلاح اشرافی بود که برای تعیش و سرگرمی خویش بازیگران یا تقلیدچی ها را به خانه می خواندند و در گوشه ای از تالار بزرگ خانه شان "صحنه نمایشی" ترتیب می دادند. عوام الناس نیز گاه به گاه در قهوه ها به تماشای نمایش های شادی آور می نشستند. .
در اواخر دوران قاجار کارنمایش در خانه ها به تدریج گسترش یافت و مردم عادی نیز برای جشن های خود از قبیل جشن عروسی، ختنه سوران و... گروهای نمایش را به خانه دعوت می کردند. صحنه نمایش در این خانه ها حوض وسط حیاط بود که روی آن را با تکه های بزرگ تخته می پوشاندند و روی تخته ها قالی یا گلیم می انداختند. بازیگران نیز به ترتیب اجرای نقش روی این حوض تخته پوش می رفتند. نام "تخت حوضی" یا "حوضی" نیز به همین سبب به این گونه نمایش ها اطلاق شد.
.
گروه بندی دسته های روحوضی از زمان #ناصرالدین_شاه شروع شد و یکی دو دسته در آن زمان پدید آمد که سرپرست آن ها را ((سردسته)) می نامیدند. پاتوق سردسته ها در باغ ایلچی و قهوه خانه مشدی صفر در سرپولک بوده است. اولین پاتوق مطرب ها نیز قهوه خانه امامزاده زید بوده در آخر بازار کفاش ها بوده که بعدها به کاروانسرای کلاهدوزها، خرابه سیدولی و بازار کفاش ها نقل مکان کرد.
.
معروف ترین هنرمند روحوضی اسماعیل نامی بوده که بعدها به اسماعیل بزاز معروف شد. وی در ۲۲ سالگی از کاشان (یا یزد) به تهران آمدو در سرپولک اقامت گزید. ایشان بعدها با ارتباط با بازیگران روحوضی گذر ایلچی به کاخ گلستان راه یافت و برای شاه نمایش اجرا کرد.
.
از سال ۱۳۲۰ به بعد به سبب استقبال مردم، پاتوق های همیشگی بازیگران روحوضی جای خود را به بنگاههای شادمانی سپرد. به مرور دکه هایی هم در خیابان سیروس توسط هنرمندان و دوسه تن از علاقمندان به بازیگری و نوازندگی ایجاد شد.
اما در سال های بعدی، به ویژه از دهه چهل و پنجاه به بعد، نمایش روحوضی رو به افول نهاد و در نهایت به دلایلی همچون کهولت سن هنرمندان، تغییر سبک زندگی مردم، کوچک تر شدن خانه ها و رواج آپارتمان نشینی به کلی از میان رفت.
.
.
videography by @rana.cartoon .
.
.
پ.ن.۱: می تونید این ویدیو را برای دوستان نامهربونتون ارسال کنید.😂❤
پ.ن.۲: برای جمعه همین تهرانگردی داریم، برای مشاهده برنامه به کانال تلگرام #چنارستون که لینکشو تو بیو پبج گذاشتم مراجعه کنید.
.
.
.
.
#روحوضی #تخت_حوضی #تهرون #تهرون_قدیم #ترانه #تهران_قدیم #تهرانگردی #تهرونگردی
  • .
    #نامهربونی
    با صدای خاطره انگیز زنده یاد #مرتضی_احمدی
    .
    .
    .
    #تخت_حوضی
    .
    تا اواخر دوران قاجار نمایش های شادی آور خاص خانواده های متمکن و به اصطلاح اشرافی بود که برای تعیش و سرگرمی خویش بازیگران یا تقلیدچی ها را به خانه می خواندند و در گوشه ای از تالار بزرگ خانه شان "صحنه نمایشی" ترتیب می دادند. عوام الناس نیز گاه به گاه در قهوه ها به تماشای نمایش های شادی آور می نشستند. .
    در اواخر دوران قاجار کارنمایش در خانه ها به تدریج گسترش یافت و مردم عادی نیز برای جشن های خود از قبیل جشن عروسی، ختنه سوران و... گروهای نمایش را به خانه دعوت می کردند. صحنه نمایش در این خانه ها حوض وسط حیاط بود که روی آن را با تکه های بزرگ تخته می پوشاندند و روی تخته ها قالی یا گلیم می انداختند. بازیگران نیز به ترتیب اجرای نقش روی این حوض تخته پوش می رفتند. نام "تخت حوضی" یا "حوضی" نیز به همین سبب به این گونه نمایش ها اطلاق شد.
    .
    گروه بندی دسته های روحوضی از زمان #ناصرالدین_شاه شروع شد و یکی دو دسته در آن زمان پدید آمد که سرپرست آن ها را ((سردسته)) می نامیدند. پاتوق سردسته ها در باغ ایلچی و قهوه خانه مشدی صفر در سرپولک بوده است. اولین پاتوق مطرب ها نیز قهوه خانه امامزاده زید بوده در آخر بازار کفاش ها بوده که بعدها به کاروانسرای کلاهدوزها، خرابه سیدولی و بازار کفاش ها نقل مکان کرد.
    .
    معروف ترین هنرمند روحوضی اسماعیل نامی بوده که بعدها به اسماعیل بزاز معروف شد. وی در ۲۲ سالگی از کاشان (یا یزد) به تهران آمدو در سرپولک اقامت گزید. ایشان بعدها با ارتباط با بازیگران روحوضی گذر ایلچی به کاخ گلستان راه یافت و برای شاه نمایش اجرا کرد.
    .
    از سال ۱۳۲۰ به بعد به سبب استقبال مردم، پاتوق های همیشگی بازیگران روحوضی جای خود را به بنگاههای شادمانی سپرد. به مرور دکه هایی هم در خیابان سیروس توسط هنرمندان و دوسه تن از علاقمندان به بازیگری و نوازندگی ایجاد شد.
    اما در سال های بعدی، به ویژه از دهه چهل و پنجاه به بعد، نمایش روحوضی رو به افول نهاد و در نهایت به دلایلی همچون کهولت سن هنرمندان، تغییر سبک زندگی مردم، کوچک تر شدن خانه ها و رواج آپارتمان نشینی به کلی از میان رفت.
    .
    .
    videography by @rana.cartoon .
    .
    .
    پ.ن.۱: می تونید این ویدیو را برای دوستان نامهربونتون ارسال کنید.😂❤
    پ.ن.۲: برای جمعه همین تهرانگردی داریم، برای مشاهده برنامه به کانال تلگرام #چنارستون که لینکشو تو بیو پبج گذاشتم مراجعه کنید.
    .
    .
    .
    .
    #روحوضی #تخت_حوضی #تهرون #تهرون_قدیم #ترانه #تهران_قدیم #تهرانگردی #تهرونگردی

  •  2,039  62  25 August, 2019
  • .
سوم شهریور سالروز کوچ استاد #محمد_حیدری .

#نامهربونی از بانو #الهه و #ستار
.

محمدحیدری (زادهٔ دی ۱۳۱۶ در تهران - درگذشت ۳ شهریور ۱۳۹۵ در کالیفرنیا) ردیف‌دان و آهنگساز برجسته موسیقی پاپ ایران و نوازندهٔ سنتور ایرانی مقیمِ آمریکا بود. از جمله ترانه‌های مشهورش، «سوغاتی» و «بهار بهار» با صدای هایده، «بیا بنویسیم» با صدای مهستی، «صبحت بخیر عزیزم» با صدای معین و «دل من» با صدای داریوش را می‌توان نام برد.
.
نمونه آثاری از استاد حیدری👈 #شو_حیدری
#شو_الهه
.
با #شو_ایرانی همراه شوید👈👈👈
@show_irani 
@show_irani 
@show_irani
  • .
    سوم شهریور سالروز کوچ استاد #محمد_حیدری .

    #نامهربونی از بانو #الهه و #ستار
    .

    محمدحیدری (زادهٔ دی ۱۳۱۶ در تهران - درگذشت ۳ شهریور ۱۳۹۵ در کالیفرنیا) ردیف‌دان و آهنگساز برجسته موسیقی پاپ ایران و نوازندهٔ سنتور ایرانی مقیمِ آمریکا بود. از جمله ترانه‌های مشهورش، «سوغاتی» و «بهار بهار» با صدای هایده، «بیا بنویسیم» با صدای مهستی، «صبحت بخیر عزیزم» با صدای معین و «دل من» با صدای داریوش را می‌توان نام برد.
    .
    نمونه آثاری از استاد حیدری👈 #شو_حیدری
    #شو_الهه
    .
    با #شو_ایرانی همراه شوید👈👈👈
    @show_irani
    @show_irani
    @show_irani

  •  4,857  44  25 August, 2018
  • سلام
شبتون بخیر 
ادامه خاطرات سمیه جانم👇
دوباره درمان مامان شروع شد 
ولی حالش بد و بدتر میشد 
یکسال و نیم گذشت از شیمی درمانیش ، دیگه خیلی اوضاش خراب بود
 عید ۹۸حالش داغون بود ولی روز سیزده بدر اصرار داشت من باید برم باغ خلاصه رفتیم باغ خالم اینا 
حال روحیش خوب بود ولی به غروب که نزدیک شدیم حالش وحشتناک شد فرداش بردنش بیمارستان 
منم بچهامو دادم مادرشوهرم نگه داره کهک من فقط برم پیش مامانم
خواهرمم باردار بود۵ ماهه 
که اونم گفتن جنین مشکل داره و باید سقط بشه
 ما به مامانم چیزی نگفتیم که غصه نخوره
روزها گذشت تا برج ۲یعنی اردیبهشت ۹۸
 من شبا پیش مامان بودم توی بیمارستان 
تااینکه خودمم ویروس گرفتم و دکتر گفت به هیچ عنوان تا یک هفته نباید بیای پیش مادرت
یک هفته گذشت و من دوباره رفتم بیمارستان و پرستار مامان شدم
دیگه مامان قدرت راه رفتن نداشت ، جون نداشت
 پاهاش ورم کرده بود 
نوبت سونو داشت ، منو مامان و خدمه بیمارستان رفتیم اتاق سونو
دکتر داشت سونو انجام میداد که مامانم قسمش داد گفت تو راستشو بهم بگو
بگو اوضام خیلی خرابه... دکتره مکث کرد گفت: اره مادر کل اجزای شکمت پرشده از سرطان
از اتاق اومدیم بیرون ، مامانم گفت تموم شد 
گفتم چی.. گفت مادرت تموم شد😔
دنیا روی سرم خراب شد ، بغض داشت خفم میکرد
رفتیم اتاق گفت سمیه پاشو یه چیزی بیار من بخورم 
مامانم دوسه ماه غذا نخورده بود
گفت پاشو برو نوشابه هم بخر بیار بخوریم (آخرین شام من با مامانم بود😭😭)
میخواست ثابت کنه که از آخرین روزهای بودن داره لذت میبره
فرداش دکتر اومد برای ویزیت
 گفت سمیه بدو ویلچر بیار من با دکتر کار دارم 
رفتم آوردم ، رفتیم جلوی استیشن پذیرش 
گفت آقای دکتر به من بگو چند وقت😔
دکتر گفت چیییی؟
مامانم گفت بگو چند وقت زنده ام؟
دکتر گفت برو خانوم ،  برو.. این حرفارو نزن شما شنبه مرخصی..
مامانم خوشحال شد، خیلی ذوق کرد 
می‌گفت بعد۳هفته میخوام برم خونه خودم..
شنبه مرخصش نکردن ، وای چه روز بدی بود
 من مونده بودم پیش دخترام ، حس و حال بدی داشتم همش ته دلم خالی میشد سفره شامو انداختم ، سر سفره نشستم که به دخترم لقمه بدم ، بی دلیل اشکم ریخت 
همسرم پرخاشگری کرد گفت چته ؟
 گفتم گوشیم کو..!
دلم میخواد صدای مامانمو بشنوم 
گفت ولش کن ، غذاتو بخور 
ولی من اشکام جاری بودن ،  که تلفن خونه زنگ خورد 
شوهر خواهرم بود ، گفت شوهرت کجاست،  تا گوشیو دادم به همسرم سریع قطع کرد
دیدم یهو تند تند شامشو خورد ،  بازم نفهمیدم چی شده..
یهو گفت پاشو جمع کن بریم بیمارستان ...
#مادرانه
#نامهربونی 
#دلشکسته 
#مادر#عید 
#بیماری 
متن اختصاصی
  • سلام
    شبتون بخیر
    ادامه خاطرات سمیه جانم👇
    دوباره درمان مامان شروع شد
    ولی حالش بد و بدتر میشد
    یکسال و نیم گذشت از شیمی درمانیش ، دیگه خیلی اوضاش خراب بود
    عید ۹۸حالش داغون بود ولی روز سیزده بدر اصرار داشت من باید برم باغ خلاصه رفتیم باغ خالم اینا
    حال روحیش خوب بود ولی به غروب که نزدیک شدیم حالش وحشتناک شد فرداش بردنش بیمارستان
    منم بچهامو دادم مادرشوهرم نگه داره کهک من فقط برم پیش مامانم
    خواهرمم باردار بود۵ ماهه
    که اونم گفتن جنین مشکل داره و باید سقط بشه
    ما به مامانم چیزی نگفتیم که غصه نخوره
    روزها گذشت تا برج ۲یعنی اردیبهشت ۹۸
    من شبا پیش مامان بودم توی بیمارستان
    تااینکه خودمم ویروس گرفتم و دکتر گفت به هیچ عنوان تا یک هفته نباید بیای پیش مادرت
    یک هفته گذشت و من دوباره رفتم بیمارستان و پرستار مامان شدم
    دیگه مامان قدرت راه رفتن نداشت ، جون نداشت
    پاهاش ورم کرده بود
    نوبت سونو داشت ، منو مامان و خدمه بیمارستان رفتیم اتاق سونو
    دکتر داشت سونو انجام میداد که مامانم قسمش داد گفت تو راستشو بهم بگو
    بگو اوضام خیلی خرابه... دکتره مکث کرد گفت: اره مادر کل اجزای شکمت پرشده از سرطان
    از اتاق اومدیم بیرون ، مامانم گفت تموم شد
    گفتم چی.. گفت مادرت تموم شد😔
    دنیا روی سرم خراب شد ، بغض داشت خفم میکرد
    رفتیم اتاق گفت سمیه پاشو یه چیزی بیار من بخورم
    مامانم دوسه ماه غذا نخورده بود
    گفت پاشو برو نوشابه هم بخر بیار بخوریم (آخرین شام من با مامانم بود😭😭)
    میخواست ثابت کنه که از آخرین روزهای بودن داره لذت میبره
    فرداش دکتر اومد برای ویزیت
    گفت سمیه بدو ویلچر بیار من با دکتر کار دارم
    رفتم آوردم ، رفتیم جلوی استیشن پذیرش
    گفت آقای دکتر به من بگو چند وقت😔
    دکتر گفت چیییی؟
    مامانم گفت بگو چند وقت زنده ام؟
    دکتر گفت برو خانوم ، برو.. این حرفارو نزن شما شنبه مرخصی..
    مامانم خوشحال شد، خیلی ذوق کرد
    می‌گفت بعد۳هفته میخوام برم خونه خودم..
    شنبه مرخصش نکردن ، وای چه روز بدی بود
    من مونده بودم پیش دخترام ، حس و حال بدی داشتم همش ته دلم خالی میشد سفره شامو انداختم ، سر سفره نشستم که به دخترم لقمه بدم ، بی دلیل اشکم ریخت
    همسرم پرخاشگری کرد گفت چته ؟
    گفتم گوشیم کو..!
    دلم میخواد صدای مامانمو بشنوم
    گفت ولش کن ، غذاتو بخور
    ولی من اشکام جاری بودن ، که تلفن خونه زنگ خورد
    شوهر خواهرم بود ، گفت شوهرت کجاست، تا گوشیو دادم به همسرم سریع قطع کرد
    دیدم یهو تند تند شامشو خورد ، بازم نفهمیدم چی شده..
    یهو گفت پاشو جمع کن بریم بیمارستان ...
    #مادرانه
    #نامهربونی
    #دلشکسته
    #مادر #عید
    #بیماری
    متن اختصاصی

  •  5,480  226  15 March, 2020