#ماهیه Instagram Photos & Videos

ماهیه - 128 posts

Hashtag Popularity

12.2
average comments
202
average likes

Latest #ماهیه Posts

  • #ماهیه لب بسته را اندیشه ی قلاب نیست 
اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست
ما گذشتیم و گذشت انچه تو باما کردی تو بمان و دگران  وای به حال دگران
#قم
#قهوه
#داداش 
میخوام برم بالای ارتفاع پاهامُ به پایین آویزون کنم ، یکی مثل خودم کنارم باشه ، باهم چیپس بخوریمُ سیگار بکشیمُ اهنگ گوش بدیمُ به زمینُ زمان بخندیم :))
  • #ماهیه لب بسته را اندیشه ی قلاب نیست
    اسب نفس بریده را طاقت تازیانه نیست
    ما گذشتیم و گذشت انچه تو باما کردی تو بمان و دگران وای به حال دگران
    #قم
    #قهوه
    #داداش
    میخوام برم بالای ارتفاع پاهامُ به پایین آویزون کنم ، یکی مثل خودم کنارم باشه ، باهم چیپس بخوریمُ سیگار بکشیمُ اهنگ گوش بدیمُ به زمینُ زمان بخندیم :))

  •  172  106  11 November, 2019
  • مه پسر سالاره#اسمونه ماره موندنه#ماهیه دریاره موندنه#ته ره به دنیا ندمبه به شاه قصه هاندمبه #ته وه حیرون بووم من تنه قربون بووم😘😘😘
  • مه پسر سالاره #اسمونه ماره موندنه #ماهیه دریاره موندنه #ته ره به دنیا ندمبه به شاه قصه هاندمبه #ته وه حیرون بووم من تنه قربون بووم😘😘😘

  •  48  2  2 November, 2019
  • #عاشقی را دیر فهمیدی چه سود
#عشق دیرین کسسته تاروپود
که چه آب رفته باز آید برود 
#ماهیه بیچاره اما مرده بود.
  • #عاشقی را دیر فهمیدی چه سود
    #عشق دیرین کسسته تاروپود
    که چه آب رفته باز آید برود
    #ماهیه بیچاره اما مرده بود.

  •  18  8  3 hours ago
  • رسم برداشت خرمنهای گندم وجو در قدیم  درعصرنیاکانمان با خلوص و اعتقاد خالصی  که بخداوند متعال داشتند  پس از درو کردن هر محصول با همکاری واتحادی که بین نیاکانمان بود بصورت جمعی (گل درو) نوبتی هر روز  محصول یک نفر را درو می کردند.. پس از درو کردن محصول و جمع آوری آن ( #کیشه ) آنرا به  قطعه زمینی صاف میبردن ( #خرمن_جا)  که از قبل آنرا  اب پاشی کرده بودن و  با غلطک دستی ( #باگلو )  زمین را کوبیده  تا ترکهای زمین صاف ومسطح شده باشد ...
و اینکار بخاطر این بود که گندم  دسترنج کشاورز هدر نرود  وقتی زمینی  راکه نام محلی اش  خرمنجاه بود آماده میکردند محصول را در آنجا تل انبار می کردند .. بعدازچندروزی نوبت به  کوبیدن خرمن (هوله) می رسید که این عمل توسط  توسط استر  و یا گاو صورت میگرفت که به ان جله میگفتند و بدین صورت بود که تعدادی حیوان اعم ازقاطر تاگاو #جله میبستند وخوشه های گندم را زیر سم های ان چهارپایان می ریختند و  شعرگفتن  را آعاز می کردند .. و حیوانات را دنبال میکردند و این اواز را سر می دادند:  دوره هو دوره هو هیردش کن 
روسی اوه هه دوره هه دوره هیردش کن 
و جملاتی از این قبیل ...
یعنی زودتر خوردش کن برو لب اب هیردش بلاح یه زوره یعنی خوردش کن هنوز خوردنشده... بعدهرچند ساعت یکبار گندم را به هم می آمیختند باصطلاح محلی #کن میکردن #کن
و ان بدین شکل بود که گندم زیر را بالا میاوردند و ان مقدار له شده یا خوردشده را زیر می میکردن.. بعد نوبت به جمع کردن یا اصطلاح محلی #ترت بستن بود....
توضیح این اصطلاحات محلی #کن ، #هوله ،  #جله و #ترت  با جملات فارسی دشوار است این اصطلاحات را  افراد بالای 50سال باان اشعاری که به حیوان می سرودن
عملا دیده اند و انجام داده اند مفهومشان را می دانند  بعدنوبت جداسازی دانه از کاه بود ( #شعن)  بایدبادازشمال یاغرب میوزید تاخرمن راشعن بکنند... شعن تمام شد گندم را جمع میکردن ( #ماهیه) 
بعد با همان #شعن ( ابزار جداسازی دانه از  کاه) روی محصول می نوشتند:
 یاعاشیر اسم الله ومحمدعلی پنج تن ال عبا  فردای ان روز... غالبا یکی ازروزهای خوب بقول انها پنجشنبه یاشنبه یاجمعه ... بروز جمعه  اعتقاد بیشتری داشتند و  میگفتند در روزهای جمعه  مار زیر خرمن می زاید و این محصول را پربرکت می کند .. بایکی ازاین پیت یاحلب جای روغن 18کیلویی خرمن راکیل میکردند وبه  ابزار محلی بنان #هور میریختند .. بستگی به زیاد و کم بودن خرمن داشت  چندین هورپرمیکردند وبا  الاغ به خانه میبردن...
#ارمو
  • رسم برداشت خرمنهای گندم وجو در قدیم درعصرنیاکانمان با خلوص و اعتقاد خالصی که بخداوند متعال داشتند پس از درو کردن هر محصول با همکاری واتحادی که بین نیاکانمان بود بصورت جمعی (گل درو) نوبتی هر روز محصول یک نفر را درو می کردند.. پس از درو کردن محصول و جمع آوری آن ( #کیشه ) آنرا به قطعه زمینی صاف میبردن ( #خرمن_جا) که از قبل آنرا اب پاشی کرده بودن و با غلطک دستی ( #باگلو ) زمین را کوبیده تا ترکهای زمین صاف ومسطح شده باشد ...
    و اینکار بخاطر این بود که گندم دسترنج کشاورز هدر نرود وقتی زمینی راکه نام محلی اش خرمنجاه بود آماده میکردند محصول را در آنجا تل انبار می کردند .. بعدازچندروزی نوبت به کوبیدن خرمن (هوله) می رسید که این عمل توسط توسط استر و یا گاو صورت میگرفت که به ان جله میگفتند و بدین صورت بود که تعدادی حیوان اعم ازقاطر تاگاو #جله میبستند وخوشه های گندم را زیر سم های ان چهارپایان می ریختند و شعرگفتن را آعاز می کردند .. و حیوانات را دنبال میکردند و این اواز را سر می دادند: دوره هو دوره هو هیردش کن
    روسی اوه هه دوره هه دوره هیردش کن
    و جملاتی از این قبیل ...
    یعنی زودتر خوردش کن برو لب اب هیردش بلاح یه زوره یعنی خوردش کن هنوز خوردنشده... بعدهرچند ساعت یکبار گندم را به هم می آمیختند باصطلاح محلی #کن میکردن #کن
    و ان بدین شکل بود که گندم زیر را بالا میاوردند و ان مقدار له شده یا خوردشده را زیر می میکردن.. بعد نوبت به جمع کردن یا اصطلاح محلی #ترت بستن بود....
    توضیح این اصطلاحات محلی #کن ، #هوله ، #جله و #ترت با جملات فارسی دشوار است این اصطلاحات را افراد بالای 50سال باان اشعاری که به حیوان می سرودن
    عملا دیده اند و انجام داده اند مفهومشان را می دانند بعدنوبت جداسازی دانه از کاه بود ( #شعن) بایدبادازشمال یاغرب میوزید تاخرمن راشعن بکنند... شعن تمام شد گندم را جمع میکردن ( #ماهیه)
    بعد با همان #شعن ( ابزار جداسازی دانه از کاه) روی محصول می نوشتند:
    یاعاشیر اسم الله ومحمدعلی پنج تن ال عبا فردای ان روز... غالبا یکی ازروزهای خوب بقول انها پنجشنبه یاشنبه یاجمعه ... بروز جمعه اعتقاد بیشتری داشتند و میگفتند در روزهای جمعه مار زیر خرمن می زاید و این محصول را پربرکت می کند .. بایکی ازاین پیت یاحلب جای روغن 18کیلویی خرمن راکیل میکردند وبه ابزار محلی بنان #هور میریختند .. بستگی به زیاد و کم بودن خرمن داشت چندین هورپرمیکردند وبا الاغ به خانه میبردن...
    #ارمو

  •  298  5  29 May, 2019
  • #هوله_خرمنکوب_سنتی 
برداشتی از پیج خوب سراب باغ آبدانان 
@sarabbagh98 
رسم برداشت خرمنهای گندم وجو در قدیم  درعصرنیاکانمان با خلوص و اعتقاد خالصی  که بخداوند متعال داشتند  پس از درو کردن هر محصول با همکاری واتحادی که بین نیاکانمان بود بصورت جمعی (گل درو) نوبتی هر روز  محصول یک نفر را درو می کردند.. پس از درو کردن محصول و جمع آوری آن ( #کیشه ) آنرا به  قطعه زمینی صاف میبردن ( #خرمن_جا)  که از قبل آنرا  اب پاشی کرده بودن و  با غلطک دستی ( #باگلو )  زمین را کوبیده  تا ترکهای زمین صاف ومسطح شده باشد ...
و اینکار بخاطر این بود که گندم  دسترنج کشاورز هدر نرود  وقتی زمینی  راکه نام محلی اش  خرمنجاه بود آماده میکردند محصول را در آنجا تل انبار می کردند .. بعدازچندروزی نوبت به  کوبیدن خرمن (هوله) می رسید که این عمل توسط  توسط استر  و یا گاو صورت میگرفت که به ان جله میگفتند و بدین صورت بود که تعدادی حیوان اعم ازقاطر تاگاو #جله میبستند وخوشه های گندم را زیر سم های ان چهارپایان می ریختند و  شعرگفتن  را آعاز می کردند .. و حیوانات را دنبال میکردند و این اواز را سر می دادند:  دوره هو دوره هو هیردش کن 
روسی اوه هه دوره هه دوره هیردش کن 
و جملاتی از این قبیل ...
یعنی زودتر خوردش کن برو لب اب هیردش بلاح یه زوره یعنی خوردش کن هنوز خوردنشده... بعدهرچند ساعت یکبار گندم را به هم می آمیختند باصطلاح محلی #کن میکردن #کن
و ان بدین شکل بود که گندم زیر را بالا میاوردند و ان مقدار له شده یا خوردشده را زیر می میکردن.. بعد نوبت به جمع کردن یا اصطلاح محلی #ترت بستن بود....
توضیح این اصطلاحات محلی #کن ، #هوله ،  #جله و #ترت  با جملات فارسی دشوار است این اصطلاحات را  افراد بالای 50سال باان اشعاری که به حیوان می سرودن
عملا دیده اند و انجام داده اند مفهومشان را می دانند  بعدنوبت جداسازی دانه از کاه بود ( #شعن)  بایدبادازشمال یاغرب میوزید تاخرمن راشعن بکنند... شعن تمام شد گندم را جمع میکردن ( #ماهیه) 
بعد با همان #شعن ( ابزار جداسازی دانه از  کاه) روی محصول می نوشتند:
 یاعاشیر اسم الله ومحمدعلی پنج تن ال عبا  فردای ان روز... غالبا یکی ازروزهای خوب بقول انها پنجشنبه یاشنبه یاجمعه ... بروز جمعه  اعتقاد بیشتری داشتند و  میگفتند در روزهای جمعه  مار زیر خرمن می زاید و این محصول را پربرکت می کند .. بایکی ازاین پیت یاحلب جای روغن 18کیلویی خرمن راکیل میکردند وبه  ابزار محلی بنان #هور میریختند .. بستگی به زیاد و کم بودن خرمن داشت  چندین هورپرمیکردند وبا  الاغ به خانه میبردن... نظرات خود را کامنت کنید متشکریم
  • #هوله_خرمنکوب_سنتی
    برداشتی از پیج خوب سراب باغ آبدانان
    @sarabbagh98
    رسم برداشت خرمنهای گندم وجو در قدیم درعصرنیاکانمان با خلوص و اعتقاد خالصی که بخداوند متعال داشتند پس از درو کردن هر محصول با همکاری واتحادی که بین نیاکانمان بود بصورت جمعی (گل درو) نوبتی هر روز محصول یک نفر را درو می کردند.. پس از درو کردن محصول و جمع آوری آن ( #کیشه ) آنرا به قطعه زمینی صاف میبردن ( #خرمن_جا) که از قبل آنرا اب پاشی کرده بودن و با غلطک دستی ( #باگلو ) زمین را کوبیده تا ترکهای زمین صاف ومسطح شده باشد ...
    و اینکار بخاطر این بود که گندم دسترنج کشاورز هدر نرود وقتی زمینی راکه نام محلی اش خرمنجاه بود آماده میکردند محصول را در آنجا تل انبار می کردند .. بعدازچندروزی نوبت به کوبیدن خرمن (هوله) می رسید که این عمل توسط توسط استر و یا گاو صورت میگرفت که به ان جله میگفتند و بدین صورت بود که تعدادی حیوان اعم ازقاطر تاگاو #جله میبستند وخوشه های گندم را زیر سم های ان چهارپایان می ریختند و شعرگفتن را آعاز می کردند .. و حیوانات را دنبال میکردند و این اواز را سر می دادند: دوره هو دوره هو هیردش کن
    روسی اوه هه دوره هه دوره هیردش کن
    و جملاتی از این قبیل ...
    یعنی زودتر خوردش کن برو لب اب هیردش بلاح یه زوره یعنی خوردش کن هنوز خوردنشده... بعدهرچند ساعت یکبار گندم را به هم می آمیختند باصطلاح محلی #کن میکردن #کن
    و ان بدین شکل بود که گندم زیر را بالا میاوردند و ان مقدار له شده یا خوردشده را زیر می میکردن.. بعد نوبت به جمع کردن یا اصطلاح محلی #ترت بستن بود....
    توضیح این اصطلاحات محلی #کن ، #هوله ، #جله و #ترت با جملات فارسی دشوار است این اصطلاحات را افراد بالای 50سال باان اشعاری که به حیوان می سرودن
    عملا دیده اند و انجام داده اند مفهومشان را می دانند بعدنوبت جداسازی دانه از کاه بود ( #شعن) بایدبادازشمال یاغرب میوزید تاخرمن راشعن بکنند... شعن تمام شد گندم را جمع میکردن ( #ماهیه)
    بعد با همان #شعن ( ابزار جداسازی دانه از کاه) روی محصول می نوشتند:
    یاعاشیر اسم الله ومحمدعلی پنج تن ال عبا فردای ان روز... غالبا یکی ازروزهای خوب بقول انها پنجشنبه یاشنبه یاجمعه ... بروز جمعه اعتقاد بیشتری داشتند و میگفتند در روزهای جمعه مار زیر خرمن می زاید و این محصول را پربرکت می کند .. بایکی ازاین پیت یاحلب جای روغن 18کیلویی خرمن راکیل میکردند وبه ابزار محلی بنان #هور میریختند .. بستگی به زیاد و کم بودن خرمن داشت چندین هورپرمیکردند وبا الاغ به خانه میبردن... نظرات خود را کامنت کنید متشکریم

  •  828  62  25 May, 2019
  • رسم برداشت خرمنهای گندم وجو در قدیم  درعصرنیاکانمان با خلوص و اعتقاد خالصی  که بخداوند متعال داشتند  پس از درو کردن هر محصول با همکاری واتحادی که بین نیاکانمان بود بصورت جمعی (گل درو) نوبتی هر روز  محصول یک نفر را درو می کردند.. پس از درو کردن محصول و جمع آوری آن ( #کیشه ) آنرا به  قطعه زمینی صاف میبردن ( #خرمن_جا)  که از قبل آنرا  اب پاشی کرده بودن و  با غلطک دستی ( #باگلو )  زمین را کوبیده  تا ترکهای زمین صاف ومسطح شده باشد ...
و اینکار بخاطر این بود که گندم  دسترنج کشاورز هدر نرود  وقتی زمینی  راکه نام محلی اش  خرمنجاه بود آماده میکردند محصول را در آنجا تل انبار می کردند .. بعدازچندروزی نوبت به  کوبیدن خرمن (هوله) می رسید که این عمل توسط  توسط استر  و یا گاو صورت میگرفت که به ان جله میگفتند و بدین صورت بود که تعدادی حیوان اعم ازقاطر تاگاو #جله میبستند وخوشه های گندم را زیر سم های ان چهارپایان می ریختند و  شعرگفتن  را آعاز می کردند .. و حیوانات را دنبال میکردند و این اواز را سر می دادند:  دوره هو دوره هو هیردش کن 
روسی اوه هه دوره هه دوره هیردش کن 
و جملاتی از این قبیل ...
یعنی زودتر خوردش کن برو لب اب هیردش بلاح یه زوره یعنی خوردش کن هنوز خوردنشده... بعدهرچند ساعت یکبار گندم را به هم می آمیختند باصطلاح محلی #کن میکردن #کن
و ان بدین شکل بود که گندم زیر را بالا میاوردند و ان مقدار له شده یا خوردشده را زیر می میکردن.. بعد نوبت به جمع کردن یا اصطلاح محلی #ترت بستن بود....
توضیح این اصطلاحات محلی #کن ، #هوله ،  #جله و #ترت  با جملات فارسی دشوار است این اصطلاحات را  افراد بالای 50سال باان اشعاری که به حیوان می سرودن
عملا دیده اند و انجام داده اند مفهومشان را می دانند  بعدنوبت جداسازی دانه از کاه بود ( #شعن)  بایدبادازشمال یاغرب میوزید تاخرمن راشعن بکنند... شعن تمام شد گندم را جمع میکردن ( #ماهیه) 
بعد با همان #شعن ( ابزار جداسازی دانه از  کاه) روی محصول می نوشتند:
 یاعاشیر اسم الله ومحمدعلی پنج تن ال عبا  فردای ان روز... غالبا یکی ازروزهای خوب بقول انها پنجشنبه یاشنبه یاجمعه ... بروز جمعه  اعتقاد بیشتری داشتند و  میگفتند در روزهای جمعه  مار زیر خرمن می زاید و این محصول را پربرکت می کند .. بایکی ازاین پیت یاحلب جای روغن 18کیلویی خرمن راکیل میکردند وبه  ابزار محلی بنان #هور میریختند .. بستگی به زیاد و کم بودن خرمن داشت  چندین هورپرمیکردند وبا  الاغ به خانه میبردن...
  • رسم برداشت خرمنهای گندم وجو در قدیم درعصرنیاکانمان با خلوص و اعتقاد خالصی که بخداوند متعال داشتند پس از درو کردن هر محصول با همکاری واتحادی که بین نیاکانمان بود بصورت جمعی (گل درو) نوبتی هر روز محصول یک نفر را درو می کردند.. پس از درو کردن محصول و جمع آوری آن ( #کیشه ) آنرا به قطعه زمینی صاف میبردن ( #خرمن_جا) که از قبل آنرا اب پاشی کرده بودن و با غلطک دستی ( #باگلو ) زمین را کوبیده تا ترکهای زمین صاف ومسطح شده باشد ...
    و اینکار بخاطر این بود که گندم دسترنج کشاورز هدر نرود وقتی زمینی راکه نام محلی اش خرمنجاه بود آماده میکردند محصول را در آنجا تل انبار می کردند .. بعدازچندروزی نوبت به کوبیدن خرمن (هوله) می رسید که این عمل توسط توسط استر و یا گاو صورت میگرفت که به ان جله میگفتند و بدین صورت بود که تعدادی حیوان اعم ازقاطر تاگاو #جله میبستند وخوشه های گندم را زیر سم های ان چهارپایان می ریختند و شعرگفتن را آعاز می کردند .. و حیوانات را دنبال میکردند و این اواز را سر می دادند: دوره هو دوره هو هیردش کن
    روسی اوه هه دوره هه دوره هیردش کن
    و جملاتی از این قبیل ...
    یعنی زودتر خوردش کن برو لب اب هیردش بلاح یه زوره یعنی خوردش کن هنوز خوردنشده... بعدهرچند ساعت یکبار گندم را به هم می آمیختند باصطلاح محلی #کن میکردن #کن
    و ان بدین شکل بود که گندم زیر را بالا میاوردند و ان مقدار له شده یا خوردشده را زیر می میکردن.. بعد نوبت به جمع کردن یا اصطلاح محلی #ترت بستن بود....
    توضیح این اصطلاحات محلی #کن ، #هوله ، #جله و #ترت با جملات فارسی دشوار است این اصطلاحات را افراد بالای 50سال باان اشعاری که به حیوان می سرودن
    عملا دیده اند و انجام داده اند مفهومشان را می دانند بعدنوبت جداسازی دانه از کاه بود ( #شعن) بایدبادازشمال یاغرب میوزید تاخرمن راشعن بکنند... شعن تمام شد گندم را جمع میکردن ( #ماهیه)
    بعد با همان #شعن ( ابزار جداسازی دانه از کاه) روی محصول می نوشتند:
    یاعاشیر اسم الله ومحمدعلی پنج تن ال عبا فردای ان روز... غالبا یکی ازروزهای خوب بقول انها پنجشنبه یاشنبه یاجمعه ... بروز جمعه اعتقاد بیشتری داشتند و میگفتند در روزهای جمعه مار زیر خرمن می زاید و این محصول را پربرکت می کند .. بایکی ازاین پیت یاحلب جای روغن 18کیلویی خرمن راکیل میکردند وبه ابزار محلی بنان #هور میریختند .. بستگی به زیاد و کم بودن خرمن داشت چندین هورپرمیکردند وبا الاغ به خانه میبردن...

  •  359  11  25 May, 2019
  • 🔝🔛لطفا ورق بزنید🔛🔝
#عکاسی#طبیعت#شعر#ترانه#موسیقی
#داشتم میرفتم که دیدم یه ماهی ، افتاده رو شنهای داغ ساحل ...
#یه ماهی بنفش خیلی زیبا ، که مونده بود بیرون از آب ناغافل ...
#دلم شکست وقتی دیدم رو به آب ، نشسته و خدا خدا میکنه ...
#گریه ام گرفت وقتی دیدم با لباش ، همش داره آب و صدا میکنه ...
#وقتی میبردمش به سوی دریا ، توی چشاش برق امید جاری بود ...
#چه حس خوبی داشت بدون تعارف ، حقیقتأ جا همتون خالی بود ...
#ماهیه رفت بسازه زندگی شو ، من موندم و ساحل و موج دریا ...
#اون رفت کنار دوستا و رفیقاش ، من موندم و دریا دوباره تنها ....
🎆شعر از خودم 🎆 💝 تقدیم به شما 💝 👑 دوستان فالوووووو کنین لطفا 👑
  • 🔝🔛لطفا ورق بزنید🔛🔝
    #عکاسی #طبیعت #شعر #ترانه #موسیقی
    #داشتم میرفتم که دیدم یه ماهی ، افتاده رو شنهای داغ ساحل ...
    #یه ماهی بنفش خیلی زیبا ، که مونده بود بیرون از آب ناغافل ...
    #دلم شکست وقتی دیدم رو به آب ، نشسته و خدا خدا میکنه ...
    #گریه ام گرفت وقتی دیدم با لباش ، همش داره آب و صدا میکنه ...
    #وقتی میبردمش به سوی دریا ، توی چشاش برق امید جاری بود ...
    #چه حس خوبی داشت بدون تعارف ، حقیقتأ جا همتون خالی بود ...
    #ماهیه رفت بسازه زندگی شو ، من موندم و ساحل و موج دریا ...
    #اون رفت کنار دوستا و رفیقاش ، من موندم و دریا دوباره تنها ....
    🎆شعر از خودم 🎆 💝 تقدیم به شما 💝 👑 دوستان فالوووووو کنین لطفا 👑

  •  31  4  1 January, 2019
  • #☃️❄️ شما دقت کن اصلاً ؛ خودت به این نتیجه میرسی که #دی دیگه چجور #ماهیه  که واسه ورودش #جشنی  به بزرگی #🍉یلدا 🍉برگذار میکنند🙃🙃🙃🙃🙃🙃
#⛄ ❄☃️❄⛄❄☃️❄⛄❄☃️❄☃️❄⛄❄☃️
🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨☃️⛄☃️☃️☃️☃️🌨🌨🌨🌨
#دی ماهی ها فرشته هایی از جنس#غرور امّا مهربون💓💓
#دیماهی ⛄⛄⛄⛄⛄⛄🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨
  • #☃️❄️ شما دقت کن اصلاً ؛ خودت به این نتیجه میرسی که #دی دیگه چجور #ماهیه که واسه ورودش #جشنی به بزرگی #🍉یلدا 🍉برگذار میکنند🙃🙃🙃🙃🙃🙃
    #⛄ ❄☃️❄⛄❄☃️❄⛄❄☃️❄☃️❄⛄❄☃️
    🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨☃️⛄☃️☃️☃️☃️🌨🌨🌨🌨
    #دی ماهی ها فرشته هایی از جنس #غرور امّا مهربون💓💓
    #دیماهی ⛄⛄⛄⛄⛄⛄🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨

  •  141  27  23 December, 2018
  • ماهی به آب گفت : بی تو میمیرم 😒

آب خواست امتحانش کنه😏
گفت : میرم و به حرفات فکر میکنم😌
رفت و زود برگشت اما ماهی مرده بود😭
#داستان #ماهیه #اوسکله #گیج 😂😂😂
  • ماهی به آب گفت : بی تو میمیرم 😒

    آب خواست امتحانش کنه😏
    گفت : میرم و به حرفات فکر میکنم😌
    رفت و زود برگشت اما ماهی مرده بود😭
    #داستان #ماهیه #اوسکله #گیج 😂😂😂

  •  288  24  4 May, 2018
  • یه #ماهیه #فوق العاده #زیبا# که خوشمزه هم هست البته اگه آشپز نحوه پختنش و بلد باشه
#راس دم جارویی #زمردماهی 
ولی من بهش میگم ماهیه #نایک #
روی آبشوش این ماهی یه علامت به رنگ زرد هست که شبیه به مارک نایکه
  • یه #ماهیه #فوق العاده #زیبا# که خوشمزه هم هست البته اگه آشپز نحوه پختنش و بلد باشه
    #راس دم جارویی #زمردماهی
    ولی من بهش میگم ماهیه #نایک #
    روی آبشوش این ماهی یه علامت به رنگ زرد هست که شبیه به مارک نایکه

  •  58  4  24 March, 2018
  • سلام
امیدوارم #تعطیلات حسابی خوش گذشته باشه بهتون.و حسابی #غذاهای_خوشرنگ و مزه خورده باشید.عکس امروز رو هم راحله خانم فرستادن که سفره خوش ترکیب #ماهیه با #سبزی_پلو پلو.ممنون از ایشون
  • سلام
    امیدوارم #تعطیلات حسابی خوش گذشته باشه بهتون.و حسابی #غذاهای_خوشرنگ و مزه خورده باشید.عکس امروز رو هم راحله خانم فرستادن که سفره خوش ترکیب #ماهیه با #سبزی_پلو پلو.ممنون از ایشون

  •  334  4  23 March, 2018
  • نازنینم...
تنها میخاهم ب تو بگویم 
من از صمیم قلب 
از تو تشکر میکنم 
که در این روز ب دنیا امدی 
تا همدمی 
برای سخت ترین لحظاتم 
داشته باشم
معذرت میخاهم برای تمام اشک هایت 
که مقصرش من بودم...
و از تو خاهش میکنم 
برای همیشه کنارم بمان 
#مریم‌_نوشت 
#ماهیه تنگه بلور...
  • نازنینم...
    تنها میخاهم ب تو بگویم
    من از صمیم قلب
    از تو تشکر میکنم
    که در این روز ب دنیا امدی
    تا همدمی
    برای سخت ترین لحظاتم
    داشته باشم
    معذرت میخاهم برای تمام اشک هایت
    که مقصرش من بودم...
    و از تو خاهش میکنم
    برای همیشه کنارم بمان
    #مریم‌_نوشت
    #ماهیه تنگه بلور...

  •  247  6  4 October, 2017
  • #دو تا از استخر هام
#لاکچری و این شعر و ورااا
#گوشیم ضد اب نبود ک برم زیر اب استخرم فیلم بگیرم شاخ بازی در بیارم😆😄
#ماهیه پرنده..حضار شاهدن ک ماهیه پرواز میکرد توی اب.. #الان یکی میات میگه داداش جنسش خوب بوده ولی ب خدا ماهیه پرواز میکرد تو اب😆😆😂😂 #دوستان خوب
#ما چی هستیم و توی این بازیه بزرگ دنیا کجاشیم؟چیکاره ایم؟ بود و نبودمون فرقی هم داره واقعا یا نه؟
#بودمون ک فرق داره و نبودمون..ولی اگه نباشی هم دنیا میگذره
  • #دو تا از استخر هام
    #لاکچری و این شعر و ورااا
    #گوشیم ضد اب نبود ک برم زیر اب استخرم فیلم بگیرم شاخ بازی در بیارم😆😄
    #ماهیه پرنده..حضار شاهدن ک ماهیه پرواز میکرد توی اب.. #الان یکی میات میگه داداش جنسش خوب بوده ولی ب خدا ماهیه پرواز میکرد تو اب😆😆😂😂 #دوستان خوب
    #ما چی هستیم و توی این بازیه بزرگ دنیا کجاشیم؟چیکاره ایم؟ بود و نبودمون فرقی هم داره واقعا یا نه؟
    #بودمون ک فرق داره و نبودمون..ولی اگه نباشی هم دنیا میگذره

  •  139  18  17 August, 2017
  • اونایی که قبوول نداشتین مارم سیگار میکشه 😂😂😂😂😂
هموون #ماهیه سیگاریش کرد😀😀
  • اونایی که قبوول نداشتین مارم سیگار میکشه 😂😂😂😂😂
    هموون #ماهیه سیگاریش کرد😀😀

  •  77  6  19 June, 2017
  • #ماهیه 4سالمون مرد😢😢😢😢
  • #ماهیه 4سالمون مرد😢😢😢😢

  •  50  2  8 April, 2017
  • ماهی به آب گفت : بی تو میمیرم 😒

آب خواست امتحانش کنه😏
گفت : میرم و به حرفات فکر میکنم😌
رفت و زود برگشت اما ماهی مرده بود😭
#داستان #ماهیه #اوسکله #گیج 😂😂😂
  • ماهی به آب گفت : بی تو میمیرم 😒

    آب خواست امتحانش کنه😏
    گفت : میرم و به حرفات فکر میکنم😌
    رفت و زود برگشت اما ماهی مرده بود😭
    #داستان #ماهیه #اوسکله #گیج 😂😂😂

  •  211  1  29 March, 2017
  • 👉 🐟 👈

از تمام دارایی ها ،
یکی دو گلدان شمعدانی دارم .
چند جفت ماهی سرخ ؛
چارقد های گل گلی ،
یک مداد دندان زده 
چندتایی شعر . . . .
و تا دلت بخواهد 
دوستت دارم . . . . ❤
.
.
📝 پ.ن1 : افتاده به حوض دلم آن #ماهیه عشقت
فیروزه ای و سرخ
چه پیونده قشنگی . . . .
.
📝 پ.ن2 :#آخرین_پست_95
.
📝 پ.ن3 :#دو_ساعت_مانده_به_96
  • 👉 🐟 👈

    از تمام دارایی ها ،
    یکی دو گلدان شمعدانی دارم .
    چند جفت ماهی سرخ ؛
    چارقد های گل گلی ،
    یک مداد دندان زده 
    چندتایی شعر . . . .
    و تا دلت بخواهد 
    دوستت دارم . . . . ❤
    .
    .
    📝 پ.ن1 : افتاده به حوض دلم آن #ماهیه عشقت
    فیروزه ای و سرخ
    چه پیونده قشنگی . . . .
    .
    📝 پ.ن2 : #آخرین_پست_95
    .
    📝 پ.ن3 : #دو_ساعت_مانده_به_96

  •  308  9  20 March, 2017
  • زهرا جوووووووونم عشقه دلم هم #ماهیه من تولدت مبارک😘.#دی ماهیا ک کلا #خاااصن نفس تو ک دیگ جای خود داری😍.امیدواااااارم همه #ارزوهاااااتو #زندگی کنی☺️.و تو این #سال #جدید از زندگیت اتفاقات جدیدی هم رخ بده همونایی ک #انتظارشونو میکشیدی🙏🏻.عشقه جونم عاشقتم مرسی از بودنت مرسی ک #هیچوقت محبتاتو ازم #دریغ نکردی❤️.تو #مهربونترینی بخداا🙈...آرزوم بود ک تولدتو #کنارت باشم ولی نشد انشالله سال بعد این روزو #کنار هم با #لاله جونم و ارزو گلی جشن بگیریم نفسی😉.مجددا #تولدت مبارک خواهری آرزومند #آرزوهای قشنگ قشنگتم❤️💕💍👑💋💄🎂🎂🍭🍭🍷🍷🍷👑👑👑🎉🎉🎁🎁🎊🎊🎀🎀🎀
  • زهرا جوووووووونم عشقه دلم هم #ماهیه من تولدت مبارک😘. #دی ماهیا ک کلا #خاااصن نفس تو ک دیگ جای خود داری😍.امیدواااااارم همه #ارزوهاااااتو #زندگی کنی☺️.و تو این #سال #جدید از زندگیت اتفاقات جدیدی هم رخ بده همونایی ک #انتظارشونو میکشیدی🙏🏻.عشقه جونم عاشقتم مرسی از بودنت مرسی ک #هیچوقت محبتاتو ازم #دریغ نکردی❤️.تو #مهربونترینی بخداا🙈...آرزوم بود ک تولدتو #کنارت باشم ولی نشد انشالله سال بعد این روزو #کنار هم با #لاله جونم و ارزو گلی جشن بگیریم نفسی😉.مجددا #تولدت مبارک خواهری آرزومند #آرزوهای قشنگ قشنگتم❤️💕💍👑💋💄🎂🎂🍭🍭🍷🍷🍷👑👑👑🎉🎉🎁🎁🎊🎊🎀🎀🎀

  •  395  51  9 January, 2017
  • ذهنم دوباره درگیر خاطراتت شده،شاید تنها بهانه ی زیستنم همین خاطرات زیبای تو باشد.
تو رفته ای و من مانده ام با کوله باری از دردو حسرت..
مهربانم "دل تنهامو خون کردی که رفتی
منو تو نیمه جون کردی و رفتی"
بعداز تو ب شوری اشک چشمانم عادت کرده ام،اشکهای نیمه شبم...
در این انتظار در هر لحظه اش بی تو هزاران بار مرده ام و زنده شده ام،
دلم ک تنگ میشود مینویسم،خودکارم راضی ب نوشتن هیچ اسمی بجز #مرتضی مهربانم نمیشود!
چرا با من این چنین کردی؟؟؟کاش میدانستی رفتنت مرا میشکند،مرا نابود میکند.
هنوز دلم در را بر روی همه بسته است و فقط هوس تورا دارد،دوست داشتنم ن تایی دارد و ن همتایی!تو برایم یگانه ای،همچون خدا برایم بی همتایی!من عاشقانه تورا ستایش میکنم و این زیباترین حسه زندگیه من است.
خدا مرا ببخشد اگر بهترینم را عاشقانه میپرستم،
خدا مرا ببخشد اگر سرش فریاد میکشم تا تو را باز گرداند،
باورکن رفتنت با من اینچنین کرده!
فقط نمیدانم چرا خدا حواسش ب من نیست؟چرا این همه فاصله و دوری را تمام نمیکند،خدایا صدایم را میشنوی؟
تمامش کن....
امیدوارم اگر روزی فراموشت کردم دیگر نفسی برایم نماند!!!
--------------------------------------------
#باز#خاطرات#تو#همین#حوالیه
#حالم#همین#و#ی#چن#ماهیه#جای#تو#خالیه
#مرتضی #پاشایي
  • ذهنم دوباره درگیر خاطراتت شده،شاید تنها بهانه ی زیستنم همین خاطرات زیبای تو باشد.
    تو رفته ای و من مانده ام با کوله باری از دردو حسرت..
    مهربانم "دل تنهامو خون کردی که رفتی
    منو تو نیمه جون کردی و رفتی"
    بعداز تو ب شوری اشک چشمانم عادت کرده ام،اشکهای نیمه شبم...
    در این انتظار در هر لحظه اش بی تو هزاران بار مرده ام و زنده شده ام،
    دلم ک تنگ میشود مینویسم،خودکارم راضی ب نوشتن هیچ اسمی بجز #مرتضی مهربانم نمیشود!
    چرا با من این چنین کردی؟؟؟کاش میدانستی رفتنت مرا میشکند،مرا نابود میکند.
    هنوز دلم در را بر روی همه بسته است و فقط هوس تورا دارد،دوست داشتنم ن تایی دارد و ن همتایی!تو برایم یگانه ای،همچون خدا برایم بی همتایی!من عاشقانه تورا ستایش میکنم و این زیباترین حسه زندگیه من است.
    خدا مرا ببخشد اگر بهترینم را عاشقانه میپرستم،
    خدا مرا ببخشد اگر سرش فریاد میکشم تا تو را باز گرداند،
    باورکن رفتنت با من اینچنین کرده!
    فقط نمیدانم چرا خدا حواسش ب من نیست؟چرا این همه فاصله و دوری را تمام نمیکند،خدایا صدایم را میشنوی؟
    تمامش کن....
    امیدوارم اگر روزی فراموشت کردم دیگر نفسی برایم نماند!!!
    --------------------------------------------
    #باز #خاطرات #تو #همین #حوالیه
    #حالم #همین #چن #ماهیه #جای #تو #خالیه
    #مرتضی #پاشایي

  •  61  5  6 March, 2015

Top #ماهیه Posts

  • #☃️❄️ شما دقت کن اصلاً ؛ خودت به این نتیجه میرسی که #دی دیگه چجور #ماهیه  که واسه ورودش #جشنی  به بزرگی #🍉یلدا 🍉برگذار میکنند🙃🙃🙃🙃🙃🙃
#⛄ ❄☃️❄⛄❄☃️❄⛄❄☃️❄☃️❄⛄❄☃️
🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨☃️⛄☃️☃️☃️☃️🌨🌨🌨🌨
#دی ماهی ها فرشته هایی از جنس#غرور امّا مهربون💓💓
#دیماهی ⛄⛄⛄⛄⛄⛄🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨
  • #☃️❄️ شما دقت کن اصلاً ؛ خودت به این نتیجه میرسی که #دی دیگه چجور #ماهیه که واسه ورودش #جشنی به بزرگی #🍉یلدا 🍉برگذار میکنند🙃🙃🙃🙃🙃🙃
    #⛄ ❄☃️❄⛄❄☃️❄⛄❄☃️❄☃️❄⛄❄☃️
    🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨☃️⛄☃️☃️☃️☃️🌨🌨🌨🌨
    #دی ماهی ها فرشته هایی از جنس #غرور امّا مهربون💓💓
    #دیماهی ⛄⛄⛄⛄⛄⛄🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨🌨

  •  141  27  23 December, 2018
  • رسم برداشت خرمنهای گندم وجو در قدیم  درعصرنیاکانمان با خلوص و اعتقاد خالصی  که بخداوند متعال داشتند  پس از درو کردن هر محصول با همکاری واتحادی که بین نیاکانمان بود بصورت جمعی (گل درو) نوبتی هر روز  محصول یک نفر را درو می کردند.. پس از درو کردن محصول و جمع آوری آن ( #کیشه ) آنرا به  قطعه زمینی صاف میبردن ( #خرمن_جا)  که از قبل آنرا  اب پاشی کرده بودن و  با غلطک دستی ( #باگلو )  زمین را کوبیده  تا ترکهای زمین صاف ومسطح شده باشد ...
و اینکار بخاطر این بود که گندم  دسترنج کشاورز هدر نرود  وقتی زمینی  راکه نام محلی اش  خرمنجاه بود آماده میکردند محصول را در آنجا تل انبار می کردند .. بعدازچندروزی نوبت به  کوبیدن خرمن (هوله) می رسید که این عمل توسط  توسط استر  و یا گاو صورت میگرفت که به ان جله میگفتند و بدین صورت بود که تعدادی حیوان اعم ازقاطر تاگاو #جله میبستند وخوشه های گندم را زیر سم های ان چهارپایان می ریختند و  شعرگفتن  را آعاز می کردند .. و حیوانات را دنبال میکردند و این اواز را سر می دادند:  دوره هو دوره هو هیردش کن 
روسی اوه هه دوره هه دوره هیردش کن 
و جملاتی از این قبیل ...
یعنی زودتر خوردش کن برو لب اب هیردش بلاح یه زوره یعنی خوردش کن هنوز خوردنشده... بعدهرچند ساعت یکبار گندم را به هم می آمیختند باصطلاح محلی #کن میکردن #کن
و ان بدین شکل بود که گندم زیر را بالا میاوردند و ان مقدار له شده یا خوردشده را زیر می میکردن.. بعد نوبت به جمع کردن یا اصطلاح محلی #ترت بستن بود....
توضیح این اصطلاحات محلی #کن ، #هوله ،  #جله و #ترت  با جملات فارسی دشوار است این اصطلاحات را  افراد بالای 50سال باان اشعاری که به حیوان می سرودن
عملا دیده اند و انجام داده اند مفهومشان را می دانند  بعدنوبت جداسازی دانه از کاه بود ( #شعن)  بایدبادازشمال یاغرب میوزید تاخرمن راشعن بکنند... شعن تمام شد گندم را جمع میکردن ( #ماهیه) 
بعد با همان #شعن ( ابزار جداسازی دانه از  کاه) روی محصول می نوشتند:
 یاعاشیر اسم الله ومحمدعلی پنج تن ال عبا  فردای ان روز... غالبا یکی ازروزهای خوب بقول انها پنجشنبه یاشنبه یاجمعه ... بروز جمعه  اعتقاد بیشتری داشتند و  میگفتند در روزهای جمعه  مار زیر خرمن می زاید و این محصول را پربرکت می کند .. بایکی ازاین پیت یاحلب جای روغن 18کیلویی خرمن راکیل میکردند وبه  ابزار محلی بنان #هور میریختند .. بستگی به زیاد و کم بودن خرمن داشت  چندین هورپرمیکردند وبا  الاغ به خانه میبردن...
#ارمو
  • رسم برداشت خرمنهای گندم وجو در قدیم درعصرنیاکانمان با خلوص و اعتقاد خالصی که بخداوند متعال داشتند پس از درو کردن هر محصول با همکاری واتحادی که بین نیاکانمان بود بصورت جمعی (گل درو) نوبتی هر روز محصول یک نفر را درو می کردند.. پس از درو کردن محصول و جمع آوری آن ( #کیشه ) آنرا به قطعه زمینی صاف میبردن ( #خرمن_جا) که از قبل آنرا اب پاشی کرده بودن و با غلطک دستی ( #باگلو ) زمین را کوبیده تا ترکهای زمین صاف ومسطح شده باشد ...
    و اینکار بخاطر این بود که گندم دسترنج کشاورز هدر نرود وقتی زمینی راکه نام محلی اش خرمنجاه بود آماده میکردند محصول را در آنجا تل انبار می کردند .. بعدازچندروزی نوبت به کوبیدن خرمن (هوله) می رسید که این عمل توسط توسط استر و یا گاو صورت میگرفت که به ان جله میگفتند و بدین صورت بود که تعدادی حیوان اعم ازقاطر تاگاو #جله میبستند وخوشه های گندم را زیر سم های ان چهارپایان می ریختند و شعرگفتن را آعاز می کردند .. و حیوانات را دنبال میکردند و این اواز را سر می دادند: دوره هو دوره هو هیردش کن
    روسی اوه هه دوره هه دوره هیردش کن
    و جملاتی از این قبیل ...
    یعنی زودتر خوردش کن برو لب اب هیردش بلاح یه زوره یعنی خوردش کن هنوز خوردنشده... بعدهرچند ساعت یکبار گندم را به هم می آمیختند باصطلاح محلی #کن میکردن #کن
    و ان بدین شکل بود که گندم زیر را بالا میاوردند و ان مقدار له شده یا خوردشده را زیر می میکردن.. بعد نوبت به جمع کردن یا اصطلاح محلی #ترت بستن بود....
    توضیح این اصطلاحات محلی #کن ، #هوله ، #جله و #ترت با جملات فارسی دشوار است این اصطلاحات را افراد بالای 50سال باان اشعاری که به حیوان می سرودن
    عملا دیده اند و انجام داده اند مفهومشان را می دانند بعدنوبت جداسازی دانه از کاه بود ( #شعن) بایدبادازشمال یاغرب میوزید تاخرمن راشعن بکنند... شعن تمام شد گندم را جمع میکردن ( #ماهیه)
    بعد با همان #شعن ( ابزار جداسازی دانه از کاه) روی محصول می نوشتند:
    یاعاشیر اسم الله ومحمدعلی پنج تن ال عبا فردای ان روز... غالبا یکی ازروزهای خوب بقول انها پنجشنبه یاشنبه یاجمعه ... بروز جمعه اعتقاد بیشتری داشتند و میگفتند در روزهای جمعه مار زیر خرمن می زاید و این محصول را پربرکت می کند .. بایکی ازاین پیت یاحلب جای روغن 18کیلویی خرمن راکیل میکردند وبه ابزار محلی بنان #هور میریختند .. بستگی به زیاد و کم بودن خرمن داشت چندین هورپرمیکردند وبا الاغ به خانه میبردن...
    #ارمو

  •  298  5  29 May, 2019
  • 👉 🐟 👈

از تمام دارایی ها ،
یکی دو گلدان شمعدانی دارم .
چند جفت ماهی سرخ ؛
چارقد های گل گلی ،
یک مداد دندان زده 
چندتایی شعر . . . .
و تا دلت بخواهد 
دوستت دارم . . . . ❤
.
.
📝 پ.ن1 : افتاده به حوض دلم آن #ماهیه عشقت
فیروزه ای و سرخ
چه پیونده قشنگی . . . .
.
📝 پ.ن2 :#آخرین_پست_95
.
📝 پ.ن3 :#دو_ساعت_مانده_به_96
  • 👉 🐟 👈

    از تمام دارایی ها ،
    یکی دو گلدان شمعدانی دارم .
    چند جفت ماهی سرخ ؛
    چارقد های گل گلی ،
    یک مداد دندان زده 
    چندتایی شعر . . . .
    و تا دلت بخواهد 
    دوستت دارم . . . . ❤
    .
    .
    📝 پ.ن1 : افتاده به حوض دلم آن #ماهیه عشقت
    فیروزه ای و سرخ
    چه پیونده قشنگی . . . .
    .
    📝 پ.ن2 : #آخرین_پست_95
    .
    📝 پ.ن3 : #دو_ساعت_مانده_به_96

  •  308  9  20 March, 2017