#شعر Instagram Photos & Videos

Hashtag Popularity

17.8
average comments
838.7
average likes

Latest #شعر Posts

  • آٍشـتـَقـت لـٍـً مٌنً هـو بـُعِيـٍدً عِنًـي آٍلـٍـًآٍنً ولـٍـًكـٍن مٌسَتـَوطَـنً فـٍي قـلـٍـًبـُي ...😔💔.
.
.
اشُتقٌت لُڪ♡~
يا من اخـذَ اجٍملُ شُعٍوُرٍ...
يا من اخـذَ قٌلُبَي معٍهـ ...😔💔
.
.
.
و في غيابگ مَا عرفت أگتب گلام مَا حگيت بَس حيِل إشتقت لگ 💔😔.
.
...
انا وانت 
ك شمس والقمر 
تحتضننا السماء
 ولكن لا نلتقي.💔😔
.
.
وٌهّـلَ لَلَغُآئبً قُلَبً يحًنِ آمً آنِهّـ تٌـرکْ آلَحًنِينِ لَقُلَبًي وٌرحًلَ 😢.
.
.
بالرغم من هالبعد انت #بقلبي ❤😔
ㅤㅤ
❥ تصميمي ⠀
⠀
⠀⠀
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀﴾ ټعليـقاتـگم ~ مهمـھ ﴿ ⠀
⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀ 彡сỏммêит + liЌe 💬🔕彡
⠀
⠀⠀ ⠀⠀
⠀
┄┄┄༻♧༺┄┄ ┄┄┄༻♧༺┄┄⠀
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀
⠀ ➺ ❁⠀﴾❥ ٰ‏​​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​-' ﴿ علقوا خلونا حبايب🍁 ..
➺ ❁⠀﴾❥ ٰ‏​​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​ 彡сỏммêит + liЌe 💬🔕彡_____________________________________

#تصميمي ❁ #شعر ❁ #قصيد ❁ #قصائد❁ #قصائد_صوتيه ❁ #اشعار ❁ #بوح ❁ #قصايد ❁ #قصايد_صوتيه ❁ #حب ❁ #مجرد_ذوق #نجران ❁ #السعوديه ❁ #طناخه❁ #سعب_يام❁ #يام #سجات
  • @zb8g Profile picture

    @zb8g

    آٍشـتـَقـت لـٍـً مٌنً هـو بـُعِيـٍدً عِنًـي آٍلـٍـًآٍنً ولـٍـًكـٍن مٌسَتـَوطَـنً فـٍي قـلـٍـًبـُي ...😔💔.
    .
    .
    اشُتقٌت لُڪ♡~
    يا من اخـذَ اجٍملُ شُعٍوُرٍ...
    يا من اخـذَ قٌلُبَي معٍهـ ...😔💔
    .
    .
    .
    و في غيابگ مَا عرفت أگتب گلام مَا حگيت بَس حيِل إشتقت لگ 💔😔.
    .
    ...
    انا وانت
    ك شمس والقمر
    تحتضننا السماء
    ولكن لا نلتقي.💔😔
    .
    .
    وٌهّـلَ لَلَغُآئبً قُلَبً يحًنِ آمً آنِهّـ تٌـرکْ آلَحًنِينِ لَقُلَبًي وٌرحًلَ 😢.
    .
    .
    بالرغم من هالبعد انت #بقلبي ❤😔
    ㅤㅤ
    ❥ تصميمي ⠀

    ⠀⠀
    ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀﴾ ټعليـقاتـگم ~ مهمـھ ﴿ ⠀
    ⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀ 彡сỏммêит + liЌe 💬🔕彡

    ⠀⠀ ⠀⠀

    ┄┄┄༻♧༺┄┄ ┄┄┄༻♧༺┄┄⠀
    ⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀ ⠀⠀⠀⠀
    ⠀ ➺ ❁⠀﴾❥ ٰ‏​​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​-' ﴿ علقوا خلونا حبايب🍁 ..
    ➺ ❁⠀﴾❥ ٰ‏​​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​‏​ 彡сỏммêит + liЌe 💬🔕彡_____________________________________

    #تصميمي#شعر#قصيد#قصائد#قصائد_صوتيه#اشعار#بوح#قصايد#قصايد_صوتيه#حب#مجرد_ذوق #نجران#السعوديه#طناخه#سعب_يام#يام #سجات

  •  1  0  39 seconds ago
  • #آی_پارا
#پارت_نوزدهم

تو زر خرید پدرمی . میفهمی ؟ رز خرید !! پس حد خودت رو بدون . فکر نکن حالا که پدر و مادرم به خاطر اون مسابقه ی سوار کاریِ مسخره که چند نفر بی کار ترتیبش رو دادن ، بهت میدون دادن ، می تونی هر غلطی دلت خواست بکنی .
اونقدر سریع این توهین ها روپشت هم ردیف کرد که یه لحظه از شوک حرفاش نتونستم پلک بزنم و اون پیش خودش خیال کرد ، خوب دُم من رو قیچی کرده . آیناز ساکت نگاهمون می کرد و می شد فهمید از حرفهای برادرش ترسیده . وقتی چهره ترسیده ی آیناز رو دیدم ، از تایماز بیشتر بدم اومد . چشمام رو که تنفر توشون بیداد می کرد دوختم به چشماش و گفتم : چیه خان زاده ،حسودی می کنی ؟ نکنه از اسب می ترسی؟ انگار که آتیش زده باشم به انبار باروت . افسار اسبی رو که آیناز سوارش رو بود رو ول کرد و خیز برداشت طرفم و گفت : چه گ.و.ه.ی خوردی؟ هـــــــــــــــان ؟ بازوهای لاغرم رو بین دستهای قدرتمند مردانه اش فشرد و صورتش رو تو چند سانتی من گرفت و با خشم به من خیره شد و یکدفعه فریاد زد . تو به چه جرأتی به من گفتی ترسو ؟ هــــــــــــان ؟ دهاتیه بدبخت . تو یه کلفتی که پولت رو دادیم . فکر کردی کسی هستی ؟ می فهمی کلفت یعنی چی بدبخت ؟ یعنی همه جوریه می تونیم ازت استفاده کنیم احمق . حد خودت رو بدون و زبون دراری نکن وگرنه کاری می کنم خودت با دست خودت قبرت رو بکنی . وقتی داشت با نفرت این حرفهای تلخ رو بهم می زد از هرم نفس هاش که مستقیم به صورتم می خورد مشمئز شدم . ازش متنفر شدم . از خود ضعیفم متنفر شدم . تا به حال اینطور خودم رو حقیر حس نکرده بودم . نتونستم جلوی اشکی رو که چشمم رو می سوزوند رو بگیرم . قطره ی سمجی از چشمم رو گونم چکید . هنوز با نفرت من رو نگه داشته بود خیره شده بود تو چشمام . نمی دونم با دیدن اشکم بود یا غلبه ی حس تنفرش که دستاش شل شد و بازوهام و که حالا می دونستم حتماً کبود شدن رو ول کرد و پشتش رو کرد به من و رفت طرف اسب آیناز . همونطور بی حرکت وسط کوچه باغی که تا چند لحظه ی پیش احساس خوبی رو به من تزریق کرده بود و حالا از همه ی بوهای خوبش بدم اومده بود ، ایستادم . .

#رمان #نویسنده #شعر #بازیگر #سیاست
#روانشناس #دکتر #عشق #فهیمه_رحیمی -------------------
••••●❥JOiN👇🏾
Join → @az_jensezan 💕❤️🍃
  • @az_jensezan Profile picture

    @az_jensezan

    #آی_پارا
    #پارت_نوزدهم

    تو زر خرید پدرمی . میفهمی ؟ رز خرید !! پس حد خودت رو بدون . فکر نکن حالا که پدر و مادرم به خاطر اون مسابقه ی سوار کاریِ مسخره که چند نفر بی کار ترتیبش رو دادن ، بهت میدون دادن ، می تونی هر غلطی دلت خواست بکنی .
    اونقدر سریع این توهین ها روپشت هم ردیف کرد که یه لحظه از شوک حرفاش نتونستم پلک بزنم و اون پیش خودش خیال کرد ، خوب دُم من رو قیچی کرده . آیناز ساکت نگاهمون می کرد و می شد فهمید از حرفهای برادرش ترسیده . وقتی چهره ترسیده ی آیناز رو دیدم ، از تایماز بیشتر بدم اومد . چشمام رو که تنفر توشون بیداد می کرد دوختم به چشماش و گفتم : چیه خان زاده ،حسودی می کنی ؟ نکنه از اسب می ترسی؟ انگار که آتیش زده باشم به انبار باروت . افسار اسبی رو که آیناز سوارش رو بود رو ول کرد و خیز برداشت طرفم و گفت : چه گ.و.ه.ی خوردی؟ هـــــــــــــــان ؟ بازوهای لاغرم رو بین دستهای قدرتمند مردانه اش فشرد و صورتش رو تو چند سانتی من گرفت و با خشم به من خیره شد و یکدفعه فریاد زد . تو به چه جرأتی به من گفتی ترسو ؟ هــــــــــــان ؟ دهاتیه بدبخت . تو یه کلفتی که پولت رو دادیم . فکر کردی کسی هستی ؟ می فهمی کلفت یعنی چی بدبخت ؟ یعنی همه جوریه می تونیم ازت استفاده کنیم احمق . حد خودت رو بدون و زبون دراری نکن وگرنه کاری می کنم خودت با دست خودت قبرت رو بکنی . وقتی داشت با نفرت این حرفهای تلخ رو بهم می زد از هرم نفس هاش که مستقیم به صورتم می خورد مشمئز شدم . ازش متنفر شدم . از خود ضعیفم متنفر شدم . تا به حال اینطور خودم رو حقیر حس نکرده بودم . نتونستم جلوی اشکی رو که چشمم رو می سوزوند رو بگیرم . قطره ی سمجی از چشمم رو گونم چکید . هنوز با نفرت من رو نگه داشته بود خیره شده بود تو چشمام . نمی دونم با دیدن اشکم بود یا غلبه ی حس تنفرش که دستاش شل شد و بازوهام و که حالا می دونستم حتماً کبود شدن رو ول کرد و پشتش رو کرد به من و رفت طرف اسب آیناز . همونطور بی حرکت وسط کوچه باغی که تا چند لحظه ی پیش احساس خوبی رو به من تزریق کرده بود و حالا از همه ی بوهای خوبش بدم اومده بود ، ایستادم . .

    #رمان #نویسنده #شعر #بازیگر #سیاست
    #روانشناس #دکتر #عشق #فهیمه_رحیمی -------------------
    ••••●❥JOiN👇🏾
    Join → @az_jensezan 💕❤️🍃

  •  0  0  55 seconds ago
  • "ارفع رأسك شامخاً.. مثل المآذن طولاً"
  • @horse_1m Profile picture

    @horse_1m

    "ارفع رأسك شامخاً.. مثل المآذن طولاً"

  •  1  1  1 minute ago
  • ...
#پستِ_سفارشی
#تولدت_مبارک🎂
.
با تو که حرف می زنم؛
زمین دیگر نمی چرخد،
گنجشک ها سکوت می کنند،
باد نمی وزد،
و ساعت از کار می ایستد...
با تو که حرف می زنم؛
تمامِ ساکنینِ جهان می خوابند،
و عقربه هایِ زمان متوقف می شود...
من جز صدایِ آهنگینِ تو
چیزِ دیگری نمی شنوم...
دیوانه،
با من چه کرده ای؟!؟
من آنقدر تو را دوست دارم؛
که خیالِ داشتنت هم
خوشبخت ترین آدمِ این حوالی ام کرده!
همیشه باش،
تو که باشی، همه چیز خوب است،
همه چیز زیباست...
آفرینشِ تو، معجزه یِ بی بدیلِ خدا بود،
تا من؛
بهترین احساسِ جهان را با تو تجربه کنم...
به شکرانه یِ وجودت؛
همیشه خواهم سرود،
همیشه خواهم نوشت،
و همیشه شاد خواهم بود...
تو را برایِ من آفریده اند،
تا در پناهِ آغوشِ خداگونه ات،
احساسِ امنیت کنم...
#نرگس_صرافیان_طوفان
.
بهترینم، تمامِ دنیایِ من،
خدارو شکر می‌کنم که تو همچین روزی تورو برایِ من آفرید.
خدارو شکر می‌کنم بخاطرِ این سه سالی که عاشقانه گذروندیم.
.
خیلی دوسِت دارم. تولدت مبارک❤❤❤
.
برایِ @amirmohamad112345
.
از طرفِ @setare.sae
.
#شعر
#دِلبَرا
#شاعر؟
  • @_.delbara._ Profile picture

    @_.delbara._

    ...
    #پستِ_سفارشی
    #تولدت_مبارک🎂
    .
    با تو که حرف می زنم؛
    زمین دیگر نمی چرخد،
    گنجشک ها سکوت می کنند،
    باد نمی وزد،
    و ساعت از کار می ایستد...
    با تو که حرف می زنم؛
    تمامِ ساکنینِ جهان می خوابند،
    و عقربه هایِ زمان متوقف می شود...
    من جز صدایِ آهنگینِ تو
    چیزِ دیگری نمی شنوم...
    دیوانه،
    با من چه کرده ای؟!؟
    من آنقدر تو را دوست دارم؛
    که خیالِ داشتنت هم
    خوشبخت ترین آدمِ این حوالی ام کرده!
    همیشه باش،
    تو که باشی، همه چیز خوب است،
    همه چیز زیباست...
    آفرینشِ تو، معجزه یِ بی بدیلِ خدا بود،
    تا من؛
    بهترین احساسِ جهان را با تو تجربه کنم...
    به شکرانه یِ وجودت؛
    همیشه خواهم سرود،
    همیشه خواهم نوشت،
    و همیشه شاد خواهم بود...
    تو را برایِ من آفریده اند،
    تا در پناهِ آغوشِ خداگونه ات،
    احساسِ امنیت کنم...
    #نرگس_صرافیان_طوفان
    .
    بهترینم، تمامِ دنیایِ من،
    خدارو شکر می‌کنم که تو همچین روزی تورو برایِ من آفرید.
    خدارو شکر می‌کنم بخاطرِ این سه سالی که عاشقانه گذروندیم.
    .
    خیلی دوسِت دارم. تولدت مبارک❤❤❤
    .
    برایِ @amirmohamad112345
    .
    از طرفِ @setare.sae
    .
    #شعر
    ِلبَرا
    #شاعر؟

  •  220  1  2 minutes ago
  • ‎‏@negashteh
خواهر بزرگتر داشتن خیلی خوبه 😍
.
.
دوستاتونو تگ كنين😍❤️
.
لايك و کامنت يادتون نره 👍💬
.
.
‎👉 ‏@negashteh
‎👉 ‏@negashteh
.
👫
  • @negashteh Profile picture

    @negashteh

    ‎‏@negashteh
    خواهر بزرگتر داشتن خیلی خوبه 😍
    .
    .
    دوستاتونو تگ كنين😍❤️
    .
    لايك و کامنت يادتون نره 👍💬
    .
    .
    ‎👉 ‏@negashteh
    ‎👉 ‏@negashteh
    .
    👫

  •  11  2  2 minutes ago

Top #شعر Posts

  • للاسف💔
𝐅𝐨𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐦𝐞 @elrrn
  • @elrrn Profile picture

    @elrrn

    للاسف💔
    𝐅𝐨𝐥𝐥𝐨𝐰 𝐦𝐞 @elrrn

  •  1,912  20  1 hour ago