#سگ Instagram Photos & Videos

سگ - 850.8k posts

Latest #سگ Posts

Advertisements

Advertisements

Advertisements

  • به دعوت دوستم، آرش و همسرش نیلوفر، به منزلشان رفتم تا پس از مدتی یکدیگر را ملاقات کرده باشیم.
در منزل آنها، دوست نیلوفر نیز حضور داشت که قبلاً یکبار او را ملاقات کرده بودم. بانویی که از او به عنوان « استایلیست! » نام می بردند و وظیفه اش سازماندهی حرکت بدن افراد هنگام راه رفتن بود. در واقع او ضرباهنگ صحیح قدم برداشتن را بیان می کرد تا لغزش و خطا هنگام رفتار اجتماعی دچار خدشه نشود؛ توضیح کوتاه شغل او چیزی شبیه به این هست! 
آخرین بار که او را ملاقات کرده بودم، نیلوفر از او خواست تا گام برداشتن من را ارزیابی نماید و او نیز پس از رویت گفته بود که کاملاً کج و بد قواره هستم و شبیه به مرده هایی راه می روم که به تازگی از قبر خارج شده اند! 
بهرحال، دوباره او را که ظاهراً همزمان با من به منزلشان رسیده بود ملاقات کردم و پس از کمی گپ و گفتگو ، جانورِ خانگی آرش و نیلوفر نیز از خواب برخاست! 
سگ خانگی شان که آن را « میثم » نامگذاری کرده اند و هر بار نیز او را به این و آن معرفی می کنند! به سراغ سگ که در حال آمدن به سمت ما بود رفتم تا کمی با او بازی کنم که به یکباره استایلیست مان جیغی زده و از جای برخاست! 
او ظاهراً از سگ وحشت داشت و هیچکدام از ما این مسئله را نمی دانست. 
او گفت : « اسمش چیه؟ بگو بره اونور! » و نیلوفر نیز در کمال آرامش گفت : « اسمش میثمه...اگه اسمشو صدا کنی هرکاری بخوای میکنه! » 
استایلیست نیز با استرس در حالی که ایستاده بود به سگ گفت : « برو اونور میثم! چخه! » و سگ نگون بخت نیز دم تکان می داد و هر لحظه به او نزدیک تر می شد! 
در نهایت نیز بانو به کنج دیوار منزل رسید و زمانی که جای بیشتری برای عقب رفتن نداشت ، جیغ بنفشی سر داد و گفت :« گفتم برو اونور میثم، نمیخوام بیای ...برو پیش نیلوفر ...آییییی! » که آرش به کمک او شتافت و سگ را در آغوش گرفت و به اتاق دیگری برد.
چند دقیقه پس از این ماجرا زنگ آپارتمان آرش به صدا درآمد و همسایه مسن شان به همراه همسرش با نگرانی و ترس به آرش گفتند : « چیزی شده آقای مهندس؟ صدای داد یه خانمی رو از خونتون شنیدیم انگار داشتن اذیتش میکردن! نگران شدیم! » 
آن دو چشم شان به بانوی استایلیست افتاد که گوشه ای نشسته و از ترس به نفس افتاده بود و سپس نگاه شان به من گره خورد که لبخند می زدم و برایشان دست تکان می دادم! 
مرد مسن نیز با رویت وضعیت گفت :« قباحت داره آقا، قباحت! » و رفتند و آرش نیز به دنبالشان برای ارائه توضیحات لازم! 
برای من خیلی وضعیت بد نبود؛ حداقل با استایلیست مساوی شدم! 
#سگ #تجاوز #استایلیست
  • به دعوت دوستم، آرش و همسرش نیلوفر، به منزلشان رفتم تا پس از مدتی یکدیگر را ملاقات کرده باشیم.
    در منزل آنها، دوست نیلوفر نیز حضور داشت که قبلاً یکبار او را ملاقات کرده بودم. بانویی که از او به عنوان « استایلیست! » نام می بردند و وظیفه اش سازماندهی حرکت بدن افراد هنگام راه رفتن بود. در واقع او ضرباهنگ صحیح قدم برداشتن را بیان می کرد تا لغزش و خطا هنگام رفتار اجتماعی دچار خدشه نشود؛ توضیح کوتاه شغل او چیزی شبیه به این هست!
    آخرین بار که او را ملاقات کرده بودم، نیلوفر از او خواست تا گام برداشتن من را ارزیابی نماید و او نیز پس از رویت گفته بود که کاملاً کج و بد قواره هستم و شبیه به مرده هایی راه می روم که به تازگی از قبر خارج شده اند!
    بهرحال، دوباره او را که ظاهراً همزمان با من به منزلشان رسیده بود ملاقات کردم و پس از کمی گپ و گفتگو ، جانورِ خانگی آرش و نیلوفر نیز از خواب برخاست!
    سگ خانگی شان که آن را « میثم » نامگذاری کرده اند و هر بار نیز او را به این و آن معرفی می کنند! به سراغ سگ که در حال آمدن به سمت ما بود رفتم تا کمی با او بازی کنم که به یکباره استایلیست مان جیغی زده و از جای برخاست!
    او ظاهراً از سگ وحشت داشت و هیچکدام از ما این مسئله را نمی دانست.
    او گفت : « اسمش چیه؟ بگو بره اونور! » و نیلوفر نیز در کمال آرامش گفت : « اسمش میثمه...اگه اسمشو صدا کنی هرکاری بخوای میکنه! »
    استایلیست نیز با استرس در حالی که ایستاده بود به سگ گفت : « برو اونور میثم! چخه! » و سگ نگون بخت نیز دم تکان می داد و هر لحظه به او نزدیک تر می شد!
    در نهایت نیز بانو به کنج دیوار منزل رسید و زمانی که جای بیشتری برای عقب رفتن نداشت ، جیغ بنفشی سر داد و گفت :« گفتم برو اونور میثم، نمیخوام بیای ...برو پیش نیلوفر ...آییییی! » که آرش به کمک او شتافت و سگ را در آغوش گرفت و به اتاق دیگری برد.
    چند دقیقه پس از این ماجرا زنگ آپارتمان آرش به صدا درآمد و همسایه مسن شان به همراه همسرش با نگرانی و ترس به آرش گفتند : « چیزی شده آقای مهندس؟ صدای داد یه خانمی رو از خونتون شنیدیم انگار داشتن اذیتش میکردن! نگران شدیم! »
    آن دو چشم شان به بانوی استایلیست افتاد که گوشه ای نشسته و از ترس به نفس افتاده بود و سپس نگاه شان به من گره خورد که لبخند می زدم و برایشان دست تکان می دادم!
    مرد مسن نیز با رویت وضعیت گفت :« قباحت داره آقا، قباحت! » و رفتند و آرش نیز به دنبالشان برای ارائه توضیحات لازم!
    برای من خیلی وضعیت بد نبود؛ حداقل با استایلیست مساوی شدم!
    #سگ #تجاوز #استایلیست
  •  20  1  1 hour ago
  • THIS ONE GOES OUT TO ALL DADS CELEBRATING HER 69TH BIRTHDAY TODAY. HAPPY BDAY!
  • THIS ONE GOES OUT TO ALL DADS CELEBRATING HER 69TH BIRTHDAY TODAY. HAPPY BDAY!
  •  39  1  1 hour ago
  • #سگ های نگهبان😍😍
  • #سگ های نگهبان😍😍
  •  4  0  1 hour ago
  • Me and a chancla 😂 my first day at home!🥰 Yo y la chancla 😂 mi primer día en casa!🥰
  • Me and a chancla 😂 my first day at home!🥰 Yo y la chancla 😂 mi primer día en casa!🥰
  •  11  2  2 hours ago
  • #السلام‌علیک‌یا‌امام‌حسن‌مجتبی .
.
.
.
.
دوست داشتم کربلا باشم ...! .
.
.
.
.
#حدیث 📚
.
.
.

پيامبرخدا صلي الله عليه و آله فرمودند: .
.
الأَئِمَّةُ عليهم السلام  بَعدِي اثنا عَشَرَ، تِسعَةٌ مِن صُلبِ الحُسَينِ ، ومِنّا مَهدِيُّ هذِهِ الاُمَّةِ . مَن تَمَسَّكَ مِن بَعدي بِهِم فَقَدِ استَمسَكَ بِحَبلِ اللّه ِ ، ومَن تَخَلّى مِنهُم فَقَد تَخَلّى مِنَ اللّه؛
.
امامان پس از من دوازده نفرند كه نُه نفر آنان از پشت حسين(سلام الله علیه) هستند و مهدى(سلام الله علیه) اين امّت از ماست. هركه پس از من به ايشان تمسك جويد هر آينه به ريسمان خدا چنگ زده است و هركه آنان را ترك گويد خدا را ترك گفته است.
.
.
📚كفاية الأثر؛ صفحه ۹۴.
.
.
.
.
.
#فضیلت ★
.
.
.
.
به هنگام ولادت حضرت ام کلثوم سلام الله‌علیها 
حضرت زهرا موی سرش را وزن کرد و هم وزن آن نقره صدقه داد .
امام ماللک الموطاج ج ۲ ص ۵۰۱
.
.
.
.
.
پ ن :
هر چی جلو تر میریم از بقیه دور تر میشیم یجورایی انگار اونا جلو ما حرکت میکنن آره جلو ما رفتارشون حرفاشون کاراشون همیشه جلومونه تا بفهمیم مثل بقیه نباشیم 
درست میشه سخته ولی میشه ...! .
.
.
.
🌟 قمه زن باش قمه زن بمیر 🌟
.
سگ سرای حسن حسین اباالفضل علیه السلام
.
.
#آها‌راستی...!
#همه‌‌زندگیم‌امام‌حسن‌علیه‌السلام
#سگ‌نجمه‌خاتون‌سلام‌الله‌علیها‌هستم
#دیونه‌قاسم‌ابن‌الحسن‌علیه‌السلام
#محتاج‌آقا‌عبدالله‌ابن‌الحسن‌علیه‌السلام .
.
.
هر چی کم تر بدونی بهتره ...✌
.
.
یاعلی‌مدد
.
.

#کربلا#امام‌حسین#جنون#تطبیر#گودال#قتلگاه#خیمه‌گاه#تل#عاشق_امام_حسن#علقمه#یازهرا#عشق#دیوانه#کلب#سگ‌زینب#مدافعان#عرفان‌کوشکی#مدافعان‌حرم#سید#مداحی#مداح#حسینیه#امام‌رضا#امام‌حسنی‌ام#یاعلی‌مدد
  • #السلام‌علیک‌یا‌امام‌حسن‌مجتبی .
    .
    .
    .
    .
    دوست داشتم کربلا باشم ...! .
    .
    .
    .
    .
    #حدیث 📚
    .
    .
    .

    پيامبرخدا صلي الله عليه و آله فرمودند: .
    .
    الأَئِمَّةُ عليهم السلام بَعدِي اثنا عَشَرَ، تِسعَةٌ مِن صُلبِ الحُسَينِ ، ومِنّا مَهدِيُّ هذِهِ الاُمَّةِ . مَن تَمَسَّكَ مِن بَعدي بِهِم فَقَدِ استَمسَكَ بِحَبلِ اللّه ِ ، ومَن تَخَلّى مِنهُم فَقَد تَخَلّى مِنَ اللّه؛
    .
    امامان پس از من دوازده نفرند كه نُه نفر آنان از پشت حسين(سلام الله علیه) هستند و مهدى(سلام الله علیه) اين امّت از ماست. هركه پس از من به ايشان تمسك جويد هر آينه به ريسمان خدا چنگ زده است و هركه آنان را ترك گويد خدا را ترك گفته است.
    .
    .
    📚كفاية الأثر؛ صفحه ۹۴.
    .
    .
    .
    .
    .
    #فضیلت
    .
    .
    .
    .
    به هنگام ولادت حضرت ام کلثوم سلام الله‌علیها
    حضرت زهرا موی سرش را وزن کرد و هم وزن آن نقره صدقه داد .
    امام ماللک الموطاج ج ۲ ص ۵۰۱
    .
    .
    .
    .
    .
    پ ن :
    هر چی جلو تر میریم از بقیه دور تر میشیم یجورایی انگار اونا جلو ما حرکت میکنن آره جلو ما رفتارشون حرفاشون کاراشون همیشه جلومونه تا بفهمیم مثل بقیه نباشیم
    درست میشه سخته ولی میشه ...! .
    .
    .
    .
    🌟 قمه زن باش قمه زن بمیر 🌟
    .
    سگ سرای حسن حسین اباالفضل علیه السلام
    .
    .
    #آها‌راستی...!
    #همه‌‌زندگیم‌امام‌حسن‌علیه‌السلام
    #سگ‌نجمه‌خاتون‌سلام‌الله‌علیها‌هستم
    #دیونه‌قاسم‌ابن‌الحسن‌علیه‌السلام
    #محتاج‌آقا‌عبدالله‌ابن‌الحسن‌علیه‌السلام .
    .
    .
    هر چی کم تر بدونی بهتره ...✌
    .
    .
    یاعلی‌مدد
    .
    .

    #کربلا #امام‌حسین #جنون #تطبیر #گودال #قتلگاه #خیمه‌گاه #تل #عاشق_امام_حسن #علقمه #یازهرا #عشق #دیوانه #کلب #سگ‌زینب #مدافعان #عرفان‌کوشکی #مدافعان‌حرم #سید #مداحی #مداح #حسینیه #امام‌رضا #امام‌حسنی‌ام #یاعلی‌مدد
  •  189  5  2 hours ago